osculated

[ایالات متحده]/ˈɒskjʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈɑːskjʊleɪtɪd/

ترجمه

v. بوسید، لمس کرد، یا یک نقطه مشترک داشت

عبارات و ترکیب‌ها

osculated circle

دایره مقطعی

osculated curves

منحنی‌های مقطعی

osculated points

نقاط مقطعی

osculated surfaces

سطوح مقطعی

osculated paths

مسیرهای مقطعی

osculated angles

زاویه‌های مقطعی

osculated lines

خطوط مقطعی

osculated functions

توابع مقطعی

osculated shapes

شکل‌های مقطعی

osculated trajectories

مسیرهای مقطعی

جملات نمونه

the two circles osculated at a single point.

دو دایره در یک نقطه واحد مماس شدند.

in geometry, osculated curves are important for understanding tangents.

در هندسه، منحنی‌های مماس برای درک مماس‌ها مهم هستند.

the planets osculated around the sun in elliptical orbits.

سیارات در مدار بیضی‌وار به دور خورشید مماس شدند.

he explained how the two functions osculated at the critical point.

او توضیح داد که چگونه دو تابع در نقطه بحرانی مماس شدند.

her ideas osculated with the existing theories in physics.

ایده‌های او با نظریه‌های موجود در فیزیک مماس شد.

the two lines osculated, creating an interesting geometric shape.

دو خط مماس شدند و یک شکل هندسی جالب ایجاد کردند.

mathematicians study how curves osculate to find their properties.

دانشمندان ریاضیات مطالعه می‌کنند که چگونه منحنی‌ها مماس می‌شوند تا ویژگی‌های آنها را پیدا کنند.

in calculus, we often analyze points where functions osculate.

در حساب دیفرانسیل و انتگرال، ما اغلب نقاطی را که توابع مماس می‌شوند تجزیه و تحلیل می‌کنیم.

the artist's styles osculated, creating a unique blend.

سبک‌های هنرمند مماس شدند و ترکیبی منحصر به فرد ایجاد کردند.

the two theories osculated, leading to new discoveries.

دو نظریه مماس شدند و منجر به کشف‌های جدید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید