osculates

[ایالات متحده]/ˈɒskjʊleɪts/
[بریتانیا]/ˈɑːskjʊleɪts/

ترجمه

v. بوسیدن; لمس کردن; داشتن چیزی در مشترک

عبارات و ترکیب‌ها

osculates with

با آن همراه است

osculates around

اطراف آن

osculates at

در آن

osculates between

بین آن

osculates near

نزدیک آن

osculates closely

به طور نزدیک

osculates perfectly

به طور کامل

osculates smoothly

به طور روان

osculates gently

به آرامی

osculates subtly

به طور ظریف

جملات نمونه

the two curves osculate at the point of tangency.

دو منحنی در نقطه تماس با یکدیگر تماس پیدا می‌کنند.

in mathematics, we often study how functions osculate.

در ریاضیات، اغلب مطالعه می‌کنیم که توابع چگونه با یکدیگر تماس پیدا می‌کنند.

her opinions often osculate with current trends.

نظرات او اغلب با روندها هم‌راستا می‌شوند.

the particles osculate around their equilibrium positions.

ذرات در اطراف موقعیت تعادلی خود با یکدیگر تماس پیدا می‌کنند.

these two ideas osculate in many ways.

این دو ایده در بسیاری از جنبه‌ها با یکدیگر تماس پیدا می‌کنند.

as the two waves osculate, they create a unique pattern.

همانطور که دو موج با یکدیگر تماس پیدا می‌کنند، یک الگوی منحصر به فرد ایجاد می‌کنند.

the artist's style osculates between realism and abstraction.

سبک هنرمند بین رئالیسم و انتزاعی بودن تماس پیدا می‌کند.

in physics, particles osculate due to thermal energy.

در فیزیک، ذرات به دلیل انرژی حرارتی با یکدیگر تماس پیدا می‌کنند.

her thoughts osculate between doubt and certainty.

افکار او بین تردید و قطعیت تماس پیدا می‌کنند.

the two lines osculate at this specific point on the graph.

دو خط در این نقطه خاص روی نمودار با یکدیگر تماس پیدا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید