ostertag

[ایالات متحده]/ˈɒstətaɪɡ/
[بریتانیا]/ˈɑːstətaɪɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعostertags

عبارات و ترکیب‌ها

celebrate ostertag

گرامی‌گرفتن اوسرتاگ

ostertag service

خدمت اوسرتاگ

during ostertag

در طول اوسرتاگ

ostertag traditions

سنت‌های اوسرتاگ

ostertag meal

غذای اوسرتاگ

ostertag festival

جشن اوسرتاگ

ostertag egg

تخم اوسرتاگ

جملات نمونه

many families gather for a special breakfast on ostertag.

بanyak خانواده‌ها برای ناهار ویژه‌ای در روز اوسترتاق جمع می‌شوند.

the church holds beautiful sunrise services on ostertag morning.

کلیسای در روز اوسترتاق صبح گران‌بهای خدمت‌های آفتاب‌گیری را برگزار می‌کند.

children search for decorated eggs throughout the garden on ostertag.

کودکان در روز اوسترتاق در تمامی باغ جستجوی تخم‌مرغ‌های زیبایی می‌کنند.

traditional lamb dishes are served at the ostertag feast.

غذاهای سنتی گوسفند در جشن اوسترتاق سرو می‌شود.

friends exchange warm wishes and chocolates for a happy ostertag.

دوستان برای یک اوسترتاق خوشبختانه از یکدیگر بارگاه‌های گرم و شکلات می‌گیرند.

the historic cathedral attracts thousands of visitors every ostertag.

کatedral تاریخی در هر اوسترتاق هزاران بازدیدکننده را جذب می‌کند.

grandmother shares family stories and recipes during the ostertag celebration.

مادربزرگ در جشن اوسترتاق داستان‌های خانوادگی و راه‌حل‌های پخت را به اشتراک می‌گذارد.

many towns organize parades and outdoor concerts on ostertag.

بanyak شهرها در روز اوسترتاق پرچم‌هایی و کنسرت‌های بازدیدی را سازماندهی می‌کنند.

the priest delivers an inspiring sermon about hope during the ostertag service.

پدر روحانی در خدمت اوسترتاق یک خطبه الهام‌بخش درباره امید را ارائه می‌دهد.

fresh spring flowers decorate every table for the ostertag dinner.

گل‌های بهاری تازه تمامی میزها را برای شام اوسترتاق زیبایی می‌کنند.

neighbors visit each other's homes throughout ostertag afternoon.

هم‌سایگان در طول بعدازظهر اوسترتاق به خانه‌های یکدیگر می‌روند.

traditional folk dances are performed in the village square on ostertag.

رقص‌های سنتی مردمی در روز اوسترتاق در میدان روستا اجرا می‌شود.

the community volunteers organize a charity lunch for ostertag.

داوطلبان جامعه یک ناهار خیریه برای اوسترتاق سازماندهی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید