ostracizations

[ایالات متحده]/ˌɒstrəsɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɑːstrəsaɪˈzeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل حذف کسی از یک گروه یا جامعه

عبارات و ترکیب‌ها

social ostracizations

انزواهای اجتماعی

public ostracizations

انزوای عمومی

peer ostracizations

انزوای همسالان

cultural ostracizations

انزوای فرهنگی

emotional ostracizations

انزوای عاطفی

systematic ostracizations

انزوای سیستماتیک

institutional ostracizations

انزوای سازمانی

voluntary ostracizations

انزوای داوطلبانه

social media ostracizations

انزوای رسانه‌های اجتماعی

historical ostracizations

انزوای تاریخی

جملات نمونه

his ostracizations from the group were painful.

جدایی او از گروه دردناک بود.

ostracizations can lead to long-term emotional scars.

طرد شدن می‌تواند منجر به زخم‌های عاطفی طولانی‌مدت شود.

she faced ostracizations for her unconventional beliefs.

او به دلیل باورهای غیرمتعارف خود با طرد مواجه شد.

ostracizations often occur in tight-knit communities.

طرد شدن اغلب در جوامع منسجم رخ می‌دهد.

the fear of ostracizations can prevent people from speaking out.

ترس از طرد شدن می‌تواند از مردم باز دارد که صحبت کنند.

his ostracizations were a result of jealousy among peers.

طرد شدن او نتیجه حسادت بین همسالان بود.

ostracizations can affect one's mental health significantly.

طرد شدن می‌تواند به طور قابل توجهی بر سلامت روان تأثیر بگذارد.

experiencing ostracizations taught her the importance of acceptance.

تجربه طرد شدن به او اهمیت پذیرش را نشان داد.

communities should work to reduce ostracizations.

جوامع باید برای کاهش طردها تلاش کنند.

his research focused on the effects of ostracizations in schools.

تحقیقات او بر روی اثرات طرد شدن در مدارس متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید