ousted

[ایالات متحده]/aʊst/
[بریتانیا]/aʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای حذف یا بیرون راندن از یک موقعیت یا مکان

عبارات و ترکیب‌ها

ousted leader

رهبر معزول

ousted official

مقامات عزل شده

ousted president

رئیس جمهور معزول

ousted regime

رژیم معزول

ousted government

دولت معزول

ousted party

حزب معزول

ousted candidate

نامزد معزول

ousted monarch

حاکم معزول

ousted tyrant

ظالم معزول

ousted leader's

رهبر معزول

جملات نمونه

the president was ousted in a military coup.

رئیس‌جمهور در یک کودتای نظامی از قدرت برکنار شد.

she was ousted from her position after the scandal.

او پس از رسوایی از مقام خود برکنار شد.

the board ousted the ceo due to poor performance.

هیئت مدیره به دلیل عملکرد ضعیف، مدیرعامل را برکنار کرد.

many politicians were ousted during the election.

در طول انتخابات، بسیاری از سیاستمداران برکنار شدند.

the dictator was finally ousted by the revolutionaries.

حاکم نظامی سرانجام توسط انقلابیون برکنار شد.

they ousted the rival team from the tournament.

آنها تیم رقیب را از مسابقات حذف کردند.

after the investigation, several officials were ousted.

پس از تحقیقات، چندین مقام برکنار شدند.

the community ousted the corrupt leader.

جامعه رهبر فاسد را برکنار کرد.

his controversial remarks led to him being ousted.

اظهارات بحث‌برانگیز او منجر به برکناری او شد.

the party ousted its members who did not comply.

حزب اعضایی را که مطیع نبودند، برکنار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید