outed

[ایالات متحده]/ˈaʊtɪd/
[بریتانیا]/ˈaʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. افشا کردن یا فاش کردن (گرایش جنسی کسی); بیرون راندن یا طرد کردن; خاموش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

outed as gay

به عنوان همجنس‌گرا رسو شد

outed by media

توسط رسانه ها رسو شد

outed in public

در ملاء عام رسو شد

outed for cheating

به دلیل تقلب رسو شد

outed by friends

توسط دوستان رسو شد

outed as liar

به عنوان دروغگو رسو شد

outed as fraud

به عنوان کلاهبردار رسو شد

outed in court

در دادگاه رسو شد

outed in interview

در مصاحبه رسو شد

outed for racism

به دلیل نژادپرستی رسو شد

جملات نمونه

he was outed as a whistleblower by his colleagues.

او به عنوان افشاگر توسط همکارانش رسوا شد.

after years of hiding, she was finally outed in the media.

پس از سال‌ها پنهان‌کاری، او سرانجام در رسانه‌ها رسوا شد.

they outed the politician for his unethical behavior.

آنها سیاستمدار را به دلیل رفتار غیراخلاقی‌اش رسوا کردند.

the actor was outed during a live interview.

بازیگر در یک مصاحبه زنده رسوا شد.

she was outed by a friend who couldn't keep the secret.

او توسط دوستی رسوا شد که نمی‌توانست راز را حفظ کند.

he outed himself in a heartfelt blog post.

او در یک پست وبلاگ صمیمانه خود را رسوا کرد.

the organization outed several members for misconduct.

سازمان چندین عضو را به دلیل سوء رفتار رسوا کرد.

she was outed as a member of the secret society.

او به عنوان عضوی از انجمن مخفی رسوا شد.

after being outed, he received a lot of support from fans.

پس از رسوا شدن، او از طرفداران حمایت زیادی دریافت کرد.

the journalist outed the truth behind the scandal.

روزنامه‌نگار حقیقت پشت پرده رسوایی را فاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید