outflanks

[ایالات متحده]/aʊtˈflæŋks/
[بریتانیا]/aʊtˈflæŋks/

ترجمه

v. از طرفین احاطه کردن یا محاصره کردن

عبارات و ترکیب‌ها

outflanks the enemy

عبور از پشت سر دشمن

outflanks the competition

عبور از پشت سر رقبا

outflanks his rivals

عبور از پشت سر رقبای او

outflanks their defenses

عبور از پشت سر دفاع آن‌ها

outflanks the opposition

عبور از پشت سر مخالفان

outflanks the attacker

عبور از پشت سر مهاجم

outflanks the leader

عبور از پشت سر رهبر

outflanks the strategy

عبور از پشت سر استراتژی

outflanks the guard

عبور از پشت سر نگهبان

outflanks the plan

عبور از پشت سر برنامه

جملات نمونه

the clever strategist outflanks his opponents at every turn.

استراتژیست باهوش، حریفان خود را در هر فرصتی دور می‌زند.

the athlete outflanks his competitors with superior speed.

ورزشکار با سرعت برتر، رقبای خود را پشت سر می‌گذارد.

she outflanks her rivals by using innovative tactics.

او با استفاده از تاکتیک‌های نوآورانه، رقبای خود را دور می‌زند.

the team outflanks the defense with a well-timed pass.

تیم با یک پاس به موقع، خط دفاعی را دور می‌زند.

the negotiator outflanks the opposition with clever arguments.

مذاکره‌کننده با استدلال‌های هوشمندانه، مخالفان را دور می‌زند.

in chess, a player must outflank the opponent to win.

در شطرنج، بازیکن باید حریف را دور بزند تا برنده شود.

the military strategy outflanks the enemy's position.

استراتژی نظامی، موقعیت دشمن را دور می‌زند.

he outflanks the competition by offering better prices.

او با ارائه قیمت‌های بهتر، رقابت را دور می‌زند.

our marketing campaign outflanks others by targeting niche audiences.

کمپین بازاریابی ما با هدف قرار دادن مخاطبان خاص، از سایرین پیشی می‌گیرد.

the explorer outflanks the dangers of the wilderness with careful planning.

کاوشگر با برنامه‌ریزی دقیق، خطرات طبیعت وحشی را دور می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید