outgroups

[ایالات متحده]/ˈaʊtɡruːp/
[بریتانیا]/ˈaʊtˌɡruːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه اجتماعی که از گروه خود متمایز است؛ گروهی که خارج از یک زمینه اجتماعی خاص در نظر گرفته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

outgroup bias

تعصب گروه بیرونی

outgroup identity

هویت گروه بیرونی

outgroup member

عضو گروه بیرونی

outgroup status

وضعیت گروه بیرونی

outgroup perception

درک گروه بیرونی

outgroup favoritism

طرفداری از گروه بیرونی

outgroup interaction

تعامل با گروه بیرونی

outgroup dynamics

پویایی گروه بیرونی

outgroup conflict

درگیری گروه بیرونی

outgroup inclusion

شامل کردن گروه بیرونی

جملات نمونه

the outgroup often feels marginalized in discussions.

گروه حاشیه ای اغلب در بحث ها احساس طرد شدگی می کند.

understanding the outgroup's perspective is essential for dialogue.

درک دیدگاه گروه حاشیه ای برای گفتگو ضروری است.

members of the outgroup may struggle to find common ground.

اعضای گروه حاشیه ای ممکن است برای یافتن نقاط مشترک تلاش کنند.

inclusion of the outgroup can lead to richer discussions.

شامل کردن گروه حاشیه ای می تواند منجر به بحث های غنی تر شود.

the outgroup's contributions are often overlooked.

مشارکت های گروه حاشیه ای اغلب نادیده گرفته می شوند.

building bridges with the outgroup fosters understanding.

ایجاد پل با گروه حاشیه ای باعث ایجاد درک متقابل می شود.

it's important to respect the outgroup's values.

احترام به ارزش های گروه حاشیه ای مهم است.

the outgroup's experiences can enrich our knowledge.

تجربیات گروه حاشیه ای می تواند دانش ما را غنی کند.

engaging with the outgroup can challenge our biases.

تعامل با گروه حاشیه ای می تواند تعصب های ما را به چالش بکشد.

empathy towards the outgroup is vital for social harmony.

همدردی با گروه حاشیه ای برای هماهنگی اجتماعی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید