outpace competitors
پیشی گرفتن بر رقبا
outpace growth
پیشی گرفتن از رشد
outpace technology
پیشی گرفتن از فناوری
outpace innovation
پیشی گرفتن از نوآوری
any modern GTi hatchback will comfortably outpace it.
هر خودروی GTi مدرن به راحتی از آن پیشی خواهد گرفت.
The company's growth has outpaced its competitors.
رشد شرکت از رقبای آن پیشی گرفته است.
Her running speed easily outpaces mine.
سرعت دویدن او به راحتی از من پیشی میگیرد.
Technological advancements are outpacing our ability to adapt.
پیشرفتهای فناوری از توانایی ما برای سازگاری پیشی میگیرند.
The demand for the product is outpacing the supply.
تقاضا برای محصول از عرضه پیشی میگیرد.
His progress in learning the language has outpaced expectations.
پیشرفت او در یادگیری زبان از انتظارات پیشی گرفته است.
The team's performance has outpaced all predictions.
عملکرد تیم از همه پیشبینیها پیشی گرفته است.
The car outpaced all the others in the race.
خودرو از همه دیگران در مسابقه پیشی گرفت.
The new technology is expected to outpace traditional methods.
انتظار میرود فناوری جدید از روشهای سنتی پیشی بگیرد.
Her artistic talent has outpaced her peers.
استعداد هنری او از همسالانش پیشی گرفته است.
The company aims to outpace the competition in innovation.
شرکت قصد دارد در نوآوری از رقابت پیشی بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید