outranged

[ایالات متحده]/aʊt'reɪndʒd/
[بریتانیا]/aʊt'reɪndʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از محدوده تجاوز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

outranged enemy

حریف از حاشیه برد خارج شده

outranged target

هدف از حاشیه برد خارج شده

outranged weapon

سلاح از حاشیه برد خارج شده

outranged position

موقعیت از حاشیه برد خارج شده

outranged forces

نیروی از حاشیه برد خارج شده

outranged capabilities

قابلیت‌ها از حاشیه برد خارج شده

outranged units

واحدها از حاشیه برد خارج شده

outranged range

برد از حاشیه برد خارج شده

outranged tactics

تاکتیک‌ها از حاشیه برد خارج شده

outranged strategy

استراتژی از حاشیه برد خارج شده

جملات نمونه

she felt outranged by his sudden outburst.

او از شدت خشم و ناراحتی، از فوران ناگهانی او شوکه شد.

the outranged citizens protested against the new law.

شهروندان خشمگین و ناراضی علیه قانون جدید اعتراض کردند.

his comments left her feeling outranged and hurt.

اظهارات او باعث شد او احساس خشم و ناراحتی کند.

they were outranged by the unfair treatment they received.

آنها از رفتار ناعادلانه ای که دریافت کردند، خشمگین و ناراضی بودند.

the outranged fans demanded a refund after the concert.

هواداران خشمگین پس از کنسرت خواستار بازپرداخت شدند.

feeling outranged, he decided to leave the meeting.

با احساس خشم و ناراحتی، او تصمیم گرفت از جلسه خارج شود.

the outranged employee filed a complaint with hr.

کارمند خشمگین با بخش منابع انسانی شکایت کرد.

after the incident, many were left feeling outranged.

پس از حادثه، بسیاری احساس خشم و ناراحتی کردند.

her outranged reaction surprised everyone in the room.

واکنش خشمگین او همه افراد حاضر در اتاق را غافلگیر کرد.

the outranged group organized a rally to voice their concerns.

گروه خشمگین برای بیان نگرانی های خود یک تجمعات سازماندهی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید