outreaching

[ایالات متحده]/aʊt'riːtʃ/
[بریتانیا]/ˌaʊt'ritʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پیشی گرفتن، گسترش دادن؛ وسیع کردن، توسعه دادن
n. گسترش خدمات؛ تمدید، گسترش
adj. خدمات در حال گسترش

عبارات و ترکیب‌ها

community outreach

ارتباط با جامعه

youth outreach program

برنامه حمایت از جوانان

outreach event

رویداد ارتباطی

outreach services

خدمات ارتباطی

outreach session

جلسه ارتباطی

جملات نمونه

an educational outreach to illiterate adults.

یک برنامه آموزشی برای بزرگسالان بی‌سواد.

the loving outreach of God to the world.

گسترش محبت خدا به جهان.

could not allay the outreach of human intellect.

نتوانست مانع از گسترش ذهن انسان شود.

the vast outreach of technology; the outreach of a forest fire from mountains to suburbs.

گستره وسیع فناوری؛ گسترش آتش‌سوزی از کوه‌ها تا حومه شهر.

Demand has outreached supply.

تقاضا از عرضه پیشی گرفته است.

She had to outreach her opponent to win the fencing match.

او باید حریف خود را پشت سر بگذارد تا مسابقه شمشیربازی را ببرد.

their pack outweighed, outreached, and outwitted the Welsh team.

گروه آنها سنگین‌تر، پیشی‌گرفته و باهوش‌تر از تیم ولزی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید