outrider

[ایالات متحده]/'aʊtraɪdə/
[بریتانیا]/'aʊtraɪdɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگهبان سوار بر اسب، پیشرو، نگهبان موتور سیکلت
Word Forms
جمعoutriders

جملات نمونه

Posing as a bold outrider, as he did at the summit, may yet help.

با وانمود کردن به عنوان یک پیشرو جسور، همانطور که در قله انجام داد، ممکن است هنوز کمک کند.

His outrider status may prove as influential on matters of tax and spend.

وضعیت او به عنوان یک فرد بیرونی ممکن است به اندازه مسائل مالیاتی و هزینه ها تاثیرگذار باشد.

The outrider rode ahead to scout the path for the rest of the group.

پیشرو برای شناسایی مسیر برای بقیه گروه از جلو حرکت کرد.

The outrider was tasked with protecting the convoy from potential threats.

وظیفه پیشرو محافظت از کاروان در برابر تهدیدات احتمالی بود.

The outrider's job is to alert the main group of any dangers or obstacles ahead.

وظیفه پیشرو هشدار دادن به گروه اصلی در مورد هرگونه خطر یا مانعی در مسیر است.

The outrider galloped through the forest, clearing the way for the approaching army.

پیشرو با اسب خود از میان جنگل گذشت و راه را برای ارتش نزدیک شونده باز کرد.

The outrider's horse was swift and sure-footed, navigating the rough terrain with ease.

اسب پیشرو سریع و مطمئن بود و به راحتی از زمین ناهموار عبور می کرد.

The outrider's keen eyesight allowed them to spot danger from a distance.

چشم‌های تیزبین پیشرو به آنها اجازه داد تا خطر را از دور تشخیص دهند.

The outrider's role in the expedition was crucial for the group's safety and success.

نقش پیشرو در این سفر برای ایمنی و موفقیت گروه بسیار مهم بود.

The outrider carried a horn to sound warnings to the main party.

پیشرو یک شاخ برای هشدار دادن به گروه اصلی حمل می کرد.

The outrider's presence gave the travelers a sense of security on their journey.

حضور پیشرو به مسافران احساس امنیت در سفرشان می داد.

The outrider rode alongside the carriage, ready to defend it from any threats.

پیشرو در کنار واگن سوار شد و آماده دفاع از آن در برابر هرگونه تهدید بود.

نمونه‌های واقعی

The outriders came on them an hour from the Green Fork, as the wayn was slogging down a muddy road.

اسبان پیشرو یک ساعت بعد از شاخه سبز به سمت آنها آمدند، در حالی که واگن در جاده‌ای گل‌آلود به سختی پیش می‌رفت.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

The outriders climbed to their places.

اسبان پیشرو به جایگاه خود صعود کردند.

منبع: Selected Works of O. Henry

He directed the outriders to cease their clamour at the horses and to exercise their strength upon the wheels.

او دستور داد که اسبان پیشرو از سر و صدا در کنار اسب‌ها دست بردارند و قدرت خود را روی چرخ‌ها به کار گیرند.

منبع: Selected Works of O. Henry

When she asked him to lead them to her uncle, he said, " The Blackfish is gone west with the king, my lady. Martyn Rivers commands the outriders in his stead" .

وقتی از او خواست که آنها را به سمت عموی خود هدایت کند، او گفت: «ماهی سیاه با پادشاه به غرب رفته است، خانم. مارتین ریورز فرماندهی اسبان پیشرو را به جای او بر عهده دارد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

The bloodstained messenger shook his head. " Our outriders had been vanishing. Marq Piper's work, we thought. The ones who did come back had seen nothing. "

پیام رسان خون آلود سرش را تکان داد. «اسبان پیشرو ما در حال ناپدید شدن بودند. فکر کردیم کار مارک پایپر است. کسانی که برگشتند چیزی ندیدند.

منبع: A Song of Ice and Fire: Game of Thrones (Bilingual Edition)

The fact is you dont need a majority of the population behind you to create a myth-making frenzy like this; you can do it with a very small minority and a set of media outriders, said James Murray.

حقیقت این است که شما نیازی به حمایت اکثریت جمعیت ندارید تا بتوانید تباهی ایجاد کنید؛ شما می‌توانید این کار را با یک اقلیت بسیار کوچک و مجموعه‌ای از اسبان پیشرو رسانه‌ها انجام دهید، جیمز موری گفت.

منبع: The Guardian (Article Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید