outriders ahead
نیروهای پیشرو
outriders escort
همراه اسکورت
outriders team
تیم اوترایدرز
outriders mission
ماموریت اوترایدرز
outriders patrol
گشت اوترایدرز
outriders support
حمایت اوترایدرز
outriders unit
واحد اوترایدرز
outriders deployment
استقرار اوترایدرز
outriders operation
عملیات اوترایدرز
outriders strategy
استراتژی اوترایدرز
the outriders led the procession through the city.
اسبسواران پیشرو، دسته عزاداری را از طریق شهر هدایت کردند.
outriders are essential for ensuring the safety of vips.
اسبسواران پیشرو برای اطمینان از ایمنی افراد مهم، ضروری هستند.
the police deployed outriders to clear the route.
پلیس برای پاکسازی مسیر از اسبسواران پیشرو استفاده کرد.
outriders often scout ahead for potential hazards.
اسبسواران پیشرو اغلب برای شناسایی خطرات احتمالی، پیشاپیش بررسی میکنند.
during the parade, the outriders maintained a steady pace.
در طول رژه، اسبسواران پیشرو سرعت ثابتی را حفظ کردند.
outriders communicate with each other via radio.
اسبسواران پیشرو از طریق رادیو با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.
the outriders' presence reassured the crowd.
حضور اسبسواران پیشرو باعث اطمینان خاطر جمعیت شد.
outriders are trained to handle various emergencies.
اسبسواران پیشرو برای مقابله با شرایط اضطراری مختلف آموزش دیدهاند.
they assigned outriders to escort the dignitaries.
آنها وظیفه اسکورت مقامات عالیرتبه را به اسبسواران پیشرو محول کردند.
the outriders signaled the start of the event.
اسبسواران پیشرو شروع رویداد را اعلام کردند.
outriders ahead
نیروهای پیشرو
outriders escort
همراه اسکورت
outriders team
تیم اوترایدرز
outriders mission
ماموریت اوترایدرز
outriders patrol
گشت اوترایدرز
outriders support
حمایت اوترایدرز
outriders unit
واحد اوترایدرز
outriders deployment
استقرار اوترایدرز
outriders operation
عملیات اوترایدرز
outriders strategy
استراتژی اوترایدرز
the outriders led the procession through the city.
اسبسواران پیشرو، دسته عزاداری را از طریق شهر هدایت کردند.
outriders are essential for ensuring the safety of vips.
اسبسواران پیشرو برای اطمینان از ایمنی افراد مهم، ضروری هستند.
the police deployed outriders to clear the route.
پلیس برای پاکسازی مسیر از اسبسواران پیشرو استفاده کرد.
outriders often scout ahead for potential hazards.
اسبسواران پیشرو اغلب برای شناسایی خطرات احتمالی، پیشاپیش بررسی میکنند.
during the parade, the outriders maintained a steady pace.
در طول رژه، اسبسواران پیشرو سرعت ثابتی را حفظ کردند.
outriders communicate with each other via radio.
اسبسواران پیشرو از طریق رادیو با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.
the outriders' presence reassured the crowd.
حضور اسبسواران پیشرو باعث اطمینان خاطر جمعیت شد.
outriders are trained to handle various emergencies.
اسبسواران پیشرو برای مقابله با شرایط اضطراری مختلف آموزش دیدهاند.
they assigned outriders to escort the dignitaries.
آنها وظیفه اسکورت مقامات عالیرتبه را به اسبسواران پیشرو محول کردند.
the outriders signaled the start of the event.
اسبسواران پیشرو شروع رویداد را اعلام کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید