scout

[ایالات متحده]/skaʊt/
[بریتانیا]/skaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاوشگر; کاوشگر استعداد
v. کاوش کردن; جستجو کردن; جستجو کردن
Word Forms
جمعscouts
صفت یا فعل حال استمراریscouting
قسمت سوم فعلscouted
زمان گذشتهscouted
شکل سوم شخص مفردscouts

عبارات و ترکیب‌ها

Boy Scout

پیشاهنگ

Girl Scout

گای اسکات

scout badge

نشان اسکوت

scout camp

اردوی اسکوت

scout leader

رهبر اسکوت

cub scout

نمايشگر كوچك

talent scout

کشف‌کننده استعداد

جملات نمونه

a Cub Scout pack.

گروه پیشاهنگ Cubs

Scout around for a meal

برای غذا به اطراف بگردید.

scout around for some gossip.

به دنبال شایعات گشتن

we scouted for clues.

ما به دنبال سرنخ‌ها گشتیم.

She scouts for a professional basketball team.

او برای یک تیم بسکتبال حرفه‌ای جستجو می‌کند.

They scouted around for a beauty parlour.

آنها به دنبال یک آرایشگاه گشتند.

Jet fighters scout the skies.

جنگنده‌های جت آسمان را جستجو می‌کنند.

they scout continents in search of the new green gold.

آنها قاره‌ها را برای یافتن طلای سبز جدید جستجو می‌کنند.

I returned from a lengthy scout round the area.

من از یک جستجوی طولانی در اطراف منطقه بازگشتم.

I was sent to scout around for a place to park the camper.

من برای پیدا کردن مکانی برای پارک ون فرستاده شدم.

Butcher has been scouting for United.

باچر برای منچستر یونایتد بررسی کرده است.

He was mistaken for an enemy scout and badly wounded.

او به اشتباه به عنوان یک پیش‌آهنگ دشمن شناخته شد و به شدت مجروح شد.

scouted simplistic explanations. esteem

به دنبال توضیحات ساده نبود. ارج.

The scouts are watching out for enemy patrols.

پیش‌آهنگ‌ها در حال مراقبت از گشت‌های دشمن هستند.

They stopped scout in the mountainous area.

آنها در منطقه کوهستانی توقف کردند.

They scouted around for a shop that was open late.

آنها به دنبال یک مغازه که تا دیر وقت باز بود گشتند.

American companies are keen to scout out business opportunities.

شرکت‌های آمریکایی مشتاق هستند تا فرصت‌های تجاری را شناسایی کنند.

he had activities like the scouts and Sunday school and such.

او فعالیت‌هایی مانند پیش‌آهنگ‌ها و مدرسه یکشنبه و اینها را داشت.

The scout opposed his arm to the blow of the enemy soldier.

پیش‌آهنگ دست خود را مقابل ضربه سرباز دشمن قرار داد.

The scouts paired off and began to patrol the area.

راهنمانی به گروه‌های دو نفره تقسیم شدند و شروع به گشت زنی در منطقه کردند.

نمونه‌های واقعی

Chris and I scouted the actual location.

من و کریس محل را بررسی کردیم.

منبع: Selected Film and Television News

And yes, Leigh himself was once a Scout.

و بله، لی خودی زمانی یک راهنما بود.

منبع: Science in 60 Seconds April 2017 Collection

Scout, get away from there! Scout, come on!

راهنما، از آنجا دور شو! راهنما، بیا!

منبع: "To Kill a Mockingbird" Original Soundtrack

But Izzy -- he wasn't no boy scout either.

اما ایزی - او هم یک پسرنما نبود.

منبع: English little tyrant

The reaction openly gay youth joining the scouts has been mixed.

واکنش جوانان همجنس‌گرا که به راهنماها پیوسته‌اند، مختلط بوده است.

منبع: CNN Listening Compilation May 2013

The scouts went out during the night.

راهنماها در طول شب بیرون رفتند.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

You're such a boy scout! - Open the door. Open the door.

تو چه پسرنمایی! - در را باز کن. در را باز کن.

منبع: Modern Family Season 6

I'm going to get the solo. I'm going to get scouted.

من می‌خواهم قطعه تک‌نفره را بگیرم. می‌خواهم مورد توجه قرار بگیرم.

منبع: S03

Scouted it, thought we had a deal, thought we could shoot there.

بررسی کردیم، فکر کردیم معامله‌ای داریم، فکر کردیم می‌توانیم آنجا فیلمبرداری کنیم.

منبع: Selected Film and Television News

What is it, Yao? - Scout report.

چیه، یاو؟ - گزارش راهنما.

منبع: Mulan 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید