outrunning time
عبور از محدودیت زمان
outrunning fear
غلبه بر ترس
outrunning competition
غلبه بر رقابت
outrunning limits
عبور از محدودیتها
outrunning expectations
عبور از انتظارات
outrunning obstacles
عبور از موانع
outrunning rivals
غلبه بر رقیبان
outrunning challenges
غلبه بر چالشها
outrunning doubt
غلبه بر تردید
outrunning shadows
عبور از سایهها
the athlete focused on outrunning his competitors.
ورزشکار روی پیشی گرفتن از رقبایش تمرکز کرد.
she was determined to outrunning her personal best time.
او مصمم بود رکورد بهترین زمان شخصی خود را بشکند.
outrunning the storm was their only chance of survival.
فقط فرار از طوفان شانس بقای آنها بود.
he trained daily, aiming at outrunning everyone in the marathon.
او به طور روزانه تمرین می کرد و هدفش پیشی گرفتن از همه در ماراتن بود.
outrunning the deadline was crucial for the project.
رسیدن به مهلت مقرر برای پروژه بسیار مهم بود.
the dog enjoyed outrunning its owner during their walks.
سگ از دویدن از صاحبش در طول پیاده روی لذت می برد.
outrunning his fears, he finally took the leap.
با غلبه بر ترس هایش، او بالاخره این پرش را انجام داد.
she found joy in outrunning the challenges life threw at her.
او از غلبه بر چالش هایی که زندگی برایش به وجود آورد، لذت می برد.
outrunning his doubts, he pursued his dreams.
با کنار گذاشتن تردیدهایش، او به دنبال تحقق رویاهایش رفت.
outrunning the competition requires dedication and hard work.
برای پیشی گرفتن از رقبا، تعهد و تلاش زیاد لازم است.
outrunning time
عبور از محدودیت زمان
outrunning fear
غلبه بر ترس
outrunning competition
غلبه بر رقابت
outrunning limits
عبور از محدودیتها
outrunning expectations
عبور از انتظارات
outrunning obstacles
عبور از موانع
outrunning rivals
غلبه بر رقیبان
outrunning challenges
غلبه بر چالشها
outrunning doubt
غلبه بر تردید
outrunning shadows
عبور از سایهها
the athlete focused on outrunning his competitors.
ورزشکار روی پیشی گرفتن از رقبایش تمرکز کرد.
she was determined to outrunning her personal best time.
او مصمم بود رکورد بهترین زمان شخصی خود را بشکند.
outrunning the storm was their only chance of survival.
فقط فرار از طوفان شانس بقای آنها بود.
he trained daily, aiming at outrunning everyone in the marathon.
او به طور روزانه تمرین می کرد و هدفش پیشی گرفتن از همه در ماراتن بود.
outrunning the deadline was crucial for the project.
رسیدن به مهلت مقرر برای پروژه بسیار مهم بود.
the dog enjoyed outrunning its owner during their walks.
سگ از دویدن از صاحبش در طول پیاده روی لذت می برد.
outrunning his fears, he finally took the leap.
با غلبه بر ترس هایش، او بالاخره این پرش را انجام داد.
she found joy in outrunning the challenges life threw at her.
او از غلبه بر چالش هایی که زندگی برایش به وجود آورد، لذت می برد.
outrunning his doubts, he pursued his dreams.
با کنار گذاشتن تردیدهایش، او به دنبال تحقق رویاهایش رفت.
outrunning the competition requires dedication and hard work.
برای پیشی گرفتن از رقبا، تعهد و تلاش زیاد لازم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید