outrunning

[ایالات متحده]/aʊtˈrʌnɪŋ/
[بریتانیا]/aʊtˈrʌnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سریعتر از دویدن; فرار کردن; گریز کردن; فراتر رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

outrunning time

عبور از محدودیت زمان

outrunning fear

غلبه بر ترس

outrunning competition

غلبه بر رقابت

outrunning limits

عبور از محدودیت‌ها

outrunning expectations

عبور از انتظارات

outrunning obstacles

عبور از موانع

outrunning rivals

غلبه بر رقیبان

outrunning challenges

غلبه بر چالش‌ها

outrunning doubt

غلبه بر تردید

outrunning shadows

عبور از سایه‌ها

جملات نمونه

the athlete focused on outrunning his competitors.

ورزشکار روی پیشی گرفتن از رقبایش تمرکز کرد.

she was determined to outrunning her personal best time.

او مصمم بود رکورد بهترین زمان شخصی خود را بشکند.

outrunning the storm was their only chance of survival.

فقط فرار از طوفان شانس بقای آنها بود.

he trained daily, aiming at outrunning everyone in the marathon.

او به طور روزانه تمرین می کرد و هدفش پیشی گرفتن از همه در ماراتن بود.

outrunning the deadline was crucial for the project.

رسیدن به مهلت مقرر برای پروژه بسیار مهم بود.

the dog enjoyed outrunning its owner during their walks.

سگ از دویدن از صاحبش در طول پیاده روی لذت می برد.

outrunning his fears, he finally took the leap.

با غلبه بر ترس هایش، او بالاخره این پرش را انجام داد.

she found joy in outrunning the challenges life threw at her.

او از غلبه بر چالش هایی که زندگی برایش به وجود آورد، لذت می برد.

outrunning his doubts, he pursued his dreams.

با کنار گذاشتن تردیدهایش، او به دنبال تحقق رویاهایش رفت.

outrunning the competition requires dedication and hard work.

برای پیشی گرفتن از رقبا، تعهد و تلاش زیاد لازم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید