outsmarting

[ایالات متحده]/aʊtˈsmɑːtɪŋ/
[بریتانیا]/aʊtˈsmɑrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از کسی دیگر باهوش‌تر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

outsmarting opponents

غلبه بر حریفان

outsmarting rivals

غلبه بر رقیبان

outsmarting expectations

غلبه بر انتظارات

outsmarting challenges

غلبه بر چالش‌ها

outsmarting critics

غلبه بر منتقدان

outsmarting the game

غلبه بر بازی

outsmarting the system

غلبه بر سیستم

outsmarting threats

غلبه بر تهدیدها

outsmarting peers

غلبه بر همتایان

outsmarting everyone

غلبه بر همه

جملات نمونه

he enjoys outsmarting his opponents in chess.

او از شکست دادن حریفانش در شطرنج لذت می برد.

outsmarting the competition requires creativity and strategy.

غلبه بر رقابت نیاز به خلاقیت و استراتژی دارد.

she has a talent for outsmarting everyone in the game.

او استعداد شکست دادن همه در بازی را دارد.

outsmarting the system can lead to unexpected rewards.

شکست دادن سیستم می تواند منجر به پاداش های غیرمنتظره شود.

they were outsmarting their rivals with innovative tactics.

آنها با استفاده از تاکتیک های نوآورانه، رقبای خود را شکست می دادند.

outsmarting the puzzle took longer than expected.

حل کردن پازل بیشتر از حد انتظار طول کشید.

he prides himself on outsmarting his friends during trivia nights.

او به خود می بالد که در شب های مسابقه اطلاعات دوستانش را شکست دهد.

outsmarting the enemy requires careful planning.

شکست دادن دشمن نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

she succeeded in outsmarting the tricky situation.

او موفق شد موقعیت دشوار را پشت سر بگذارد.

outsmarting your fears can lead to personal growth.

غلبه بر ترس های خود می تواند منجر به رشد شخصی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید