ovality

[ایالات متحده]/əʊˈvæləti/
[بریتانیا]/oʊˈvæləti/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بیضی بودن؛ شکل یا فرم بیضی؛ درجه بیضی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high ovality

بیضی بودن زیاد

ovality measurement

اندازه گیری بیضی بودن

ovality effect

اثر بیضی بودن

reduce ovality

کاهش بیضی بودن

ovality tolerance

تحمل بیضی بودن

ovality analysis

تجزیه و تحلیل بیضی بودن

ovality control

کنترل بیضی بودن

ovality testing

آزمایش بیضی بودن

ovality specification

مشخصات بیضی بودن

check ovality

بررسی بیضی بودن

جملات نمونه

the ovality of the object was measured precisely.

بیضی بودن جسم به دقت اندازه گیری شد.

engine performance can be affected by the ovality of the cylinder.

عملکرد موتور ممکن است تحت تأثیر بیضی بودن سیلندر قرار گیرد.

we need to check the ovality of the bearings for better efficiency.

ما باید بیضی بودن بلبرینگ ها را برای بهبود کارایی بررسی کنیم.

the ovality of the pipe can cause flow issues.

بیضی بودن لوله می تواند باعث مشکلات جریان شود.

measuring ovality is crucial in quality control.

اندازه گیری بیضی بودن در کنترل کیفیت بسیار مهم است.

ovality can indicate wear in mechanical parts.

بیضی بودن می تواند نشان دهنده سایش در قطعات مکانیکی باشد.

the designer focused on the ovality of the new product.

طراح بر روی بیضی بودن محصول جدید تمرکز کرد.

testing for ovality is part of our standard procedure.

آزمایش برای بیضی بودن بخشی از رویه استاندارد ما است.

we observed a slight ovality in the manufactured parts.

ما بیضی بودن جزئی را در قطعات تولید شده مشاهده کردیم.

understanding ovality helps in improving product design.

درک بیضی بودن به بهبود طراحی محصول کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید