overabundances

[ایالات متحده]/ˌəʊvərəˈbʌndəns/
[بریتانیا]/ˌoʊvərəˈbʌndəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار یا کمیت بیش از حد؛ خیلی زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

overabundance of resources

فراوانی بیش از حد منابع

overabundance of choices

فراوانی بیش از حد انتخاب‌ها

overabundance of information

فراوانی بیش از حد اطلاعات

overabundance of talent

فراوانی بیش از حد استعداد

overabundance of options

فراوانی بیش از حد گزینه‌ها

overabundance of love

فراوانی بیش از حد عشق

overabundance of wealth

فراوانی بیش از حد ثروت

overabundance of energy

فراوانی بیش از حد انرژی

overabundance of food

فراوانی بیش از حد غذا

overabundance of data

فراوانی بیش از حد داده

جملات نمونه

there is an overabundance of choices in the market.

در بازار، انتخاب‌های بیش از حد زیادی وجود دارد.

we need to manage the overabundance of resources effectively.

ما باید منابع بیش از حد را به طور موثر مدیریت کنیم.

his overabundance of enthusiasm was contagious.

اشتیاق بیش از حد او مسری بود.

they faced an overabundance of criticism after the decision.

آنها پس از تصمیم با انتقادات بیش از حد زیادی روبرو شدند.

an overabundance of information can be overwhelming.

حجم زیاد اطلاعات می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

she has an overabundance of talent in music.

او استعداد زیادی در موسیقی دارد.

the garden was filled with an overabundance of flowers.

باغ پر از گل‌های فراوان بود.

his overabundance of energy made him a great leader.

انرژی بیش از حد او او را به یک رهبر بزرگ تبدیل کرد.

there is an overabundance of data to analyze.

داده‌های زیادی برای تجزیه و تحلیل وجود دارد.

the festival showcased an overabundance of cultural activities.

جشنواره فعالیت‌های فرهنگی فراوانی را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید