overarch

[ایالات متحده]/əʊvər'ɑːtʃ/
[بریتانیا]/ˌovɚ'ɑrtʃ/

ترجمه

vt. برای تشکیل قوس بر روی چیزی
vi. به شکل قوس در آمدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریoverarching
شکل سوم شخص مفردoverarches
زمان گذشتهoverarched
قسمت سوم فعلoverarched

جملات نمونه

a single overarching principle.

یک اصل جامع و فراگیر

Big rocks overarch the stream.

صخره‌های بزرگ بر روی جریان آب قوس دارند.

Trees overarched the road.

درختان جاده را پوشانده بودند.

an old dirt road, overarched by forest.

یک جاده خاکی قدیمی که توسط جنگل پوشیده شده بود.

Grape vines overarched the garden path.

بوته های انگور مسیر باغ را پوشانده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید