overbake

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈbeɪk/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈbeɪk/

ترجمه

vt. چیزی را بیش از حد طولانی یا در دمایی خیلی بالا پختن

عبارات و ترکیب‌ها

overbake cookies

پخت بیش از حد کوکی

overbake cake

پخت بیش از حد کیک

overbake bread

پخت بیش از حد نان

overbake muffins

پخت بیش از حد مافین

overbake pie

پخت بیش از حد پای

overbake pastries

پخت بیش از حد شیرینی

overbake brownies

پخت بیش از حد براونی

overbake lasagna

پخت بیش از حد لازانیا

overbake vegetables

پخت بیش از حد سبزیجات

overbake fish

پخت بیش از حد ماهی

جملات نمونه

be careful not to overbake the cookies.

هنگام پخت کوکی ها مراقب باشید که زیاد نپزید.

if you overbake the cake, it will become dry.

اگر کیک را زیاد بپزید، خشک می شود.

she tends to overbake her bread, making it hard.

او معمولاً نان خود را زیاد می پزد و آن را سفت می کند.

it's easy to overbake vegetables if you're not careful.

اگر مراقب نباشید، به راحتی می توانید سبزیجات را زیاد بپزید.

she learned the hard way not to overbake her pastries.

او به سختی یاد گرفت که نباید شیرینی های خود را زیاد بپزد.

overbake just a minute and the dish can be ruined.

فقط یک دقیقه بیشتر بپزید و ظرف ممکن است خراب شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید