overbridge

[ایالات متحده]/ˈəʊvəbɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈoʊvərˌbrɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پلی که بر روی چیزی عبور می‌کند، مانند جاده یا راه‌آهن؛ پلی برای عابران پیاده یا وسایل نقلیه برای عبور از موانع
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

footbridge overbridge

پل عابر پیاده

road overbridge

پل بزرگراه

railway overbridge

پل راه آهن

pedestrian overbridge

پل عابر پیاده

overbridge design

طراحی پل

overbridge construction

ساختمان پل

overbridge access

دسترسی به پل

overbridge safety

ایمنی پل

overbridge lighting

نورپردازی پل

overbridge maintenance

نگهداری پل

جملات نمونه

the overbridge connects the two sides of the highway.

پل عابر پیاده دو طرف بزرگراه را به هم متصل می‌کند.

we walked across the overbridge to reach the park.

ما برای رسیدن به پارک از روی پل عابر پیاده عبور کردیم.

there is a beautiful view from the overbridge.

از پل عابر پیاده منظره‌ای زیبا دیده می‌شود.

the overbridge was built to improve traffic flow.

پل عابر پیاده برای بهبود جریان ترافیک ساخته شده است.

construction of the overbridge is expected to finish next year.

پیش‌بینی می‌شود ساخت پل عابر پیاده سال آینده به پایان برسد.

pedestrians can safely cross the road using the overbridge.

پیاده‌روها می‌توانند با خیال راحت از روی پل عابر پیاده از جاده عبور کنند.

the overbridge is a popular spot for photographers.

پل عابر پیاده یک مکان محبوب برای عکاسان است.

during rush hour, the overbridge can get quite crowded.

در ساعات شلوغی، پل عابر پیاده می‌تواند بسیار شلوغ شود.

they are planning to add lights on the overbridge for safety.

آنها قصد دارند برای ایمنی، چراغ‌هایی به پل عابر پیاده اضافه کنند.

the overbridge was designed with both aesthetics and functionality in mind.

پل عابر پیاده با در نظر گرفتن هر دو جنبه زیبایی‌شناسی و کاربردی بودن طراحی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید