overcorrection

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈkəːrɛkʃən/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈkərɛkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اصلاح چیزی بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

overcorrection issue

مشکل تصحیح بیش از حد

overcorrection effect

اثر تصحیح بیش از حد

overcorrection action

اقدام تصحیح بیش از حد

overcorrection strategy

استراتژی تصحیح بیش از حد

overcorrection tendency

تمایل به تصحیح بیش از حد

overcorrection response

واکنش به تصحیح بیش از حد

overcorrection measure

سنجش تصحیح بیش از حد

overcorrection behavior

رفتار تصحیح بیش از حد

overcorrection pattern

الگوی تصحیح بیش از حد

overcorrection phenomenon

پدیده‌ی تصحیح بیش از حد

جملات نمونه

his overcorrection in the report made it less clear.

تصحیح بیش از حد او در گزارش باعث شد که کمتر واضح شود.

overcorrection can lead to confusion among team members.

تصحیح بیش از حد می‌تواند منجر به سردرگمی در بین اعضای تیم شود.

she realized her overcorrection was unnecessary.

او متوجه شد که تصحیح بیش از حد او غیرضروری بود.

overcorrection of the initial mistake resulted in new errors.

تصحیح بیش از حد اشتباه اولیه منجر به بروز خطاهای جدید شد.

the teacher's overcorrection discouraged the students.

تصحیح بیش از حد معلم باعث دلسردی دانش‌آموزان شد.

overcorrection may sometimes backfire in communication.

تصحیح بیش از حد گاهی اوقات ممکن است در ارتباطات نتیجه معکوسی داشته باشد.

the coach warned against overcorrection during practice.

مربی در مورد اجتناب از تصحیح بیش از حد در طول تمرین هشدار داد.

her overcorrection in the design made it less appealing.

تصحیح بیش از حد او در طراحی باعث شد که کمتر جذاب باشد.

he learned that overcorrection can hinder progress.

او متوجه شد که تصحیح بیش از حد می‌تواند پیشرفت را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید