overcorrection issue
مشکل تصحیح بیش از حد
overcorrection effect
اثر تصحیح بیش از حد
overcorrection action
اقدام تصحیح بیش از حد
overcorrection strategy
استراتژی تصحیح بیش از حد
overcorrection tendency
تمایل به تصحیح بیش از حد
overcorrection response
واکنش به تصحیح بیش از حد
overcorrection measure
سنجش تصحیح بیش از حد
overcorrection behavior
رفتار تصحیح بیش از حد
overcorrection pattern
الگوی تصحیح بیش از حد
overcorrection phenomenon
پدیدهی تصحیح بیش از حد
his overcorrection in the report made it less clear.
تصحیح بیش از حد او در گزارش باعث شد که کمتر واضح شود.
overcorrection can lead to confusion among team members.
تصحیح بیش از حد میتواند منجر به سردرگمی در بین اعضای تیم شود.
she realized her overcorrection was unnecessary.
او متوجه شد که تصحیح بیش از حد او غیرضروری بود.
overcorrection of the initial mistake resulted in new errors.
تصحیح بیش از حد اشتباه اولیه منجر به بروز خطاهای جدید شد.
the teacher's overcorrection discouraged the students.
تصحیح بیش از حد معلم باعث دلسردی دانشآموزان شد.
overcorrection may sometimes backfire in communication.
تصحیح بیش از حد گاهی اوقات ممکن است در ارتباطات نتیجه معکوسی داشته باشد.
the coach warned against overcorrection during practice.
مربی در مورد اجتناب از تصحیح بیش از حد در طول تمرین هشدار داد.
her overcorrection in the design made it less appealing.
تصحیح بیش از حد او در طراحی باعث شد که کمتر جذاب باشد.
he learned that overcorrection can hinder progress.
او متوجه شد که تصحیح بیش از حد میتواند پیشرفت را مختل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید