overdoses

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈdəʊsɪz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈdoʊsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. استفاده از دارو در مقادیر زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

drug overdoses

مرگ بر اثر مصرف مواد مخدر

overdoses increase

افزایش اوردوز

overdoses reported

گزارش اوردوز

overdoses rise

افزایش اوردوز

overdoses decline

کاهش اوردوز

overdoses spike

اوج گیری اوردوز

overdoses prevention

جلوگیری از اوردوز

overdoses treatment

درمان اوردوز

overdoses statistics

آمار اوردوز

overdoses awareness

آگاهی از اوردوز

جملات نمونه

many people struggle with drug overdoses every year.

هر سال بسیاری از افراد با مصرف بیش از حد مواد مخدر دست و پنجه نرم می‌کنند.

overdoses can lead to severe health complications.

مصرف بیش از حد مواد مخدر می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

the rise in overdoses has become a public health crisis.

افزایش مصرف بیش از حد مواد مخدر به یک بحران بهداشت عمومی تبدیل شده است.

she survived multiple overdoses and is now in recovery.

او جان سالم به در برده است از چندین مورد مصرف بیش از حد و اکنون در حال بهبودی است.

education on the risks of overdoses is essential.

آموزش در مورد خطرات مصرف بیش از حد مواد مخدر ضروری است.

overdoses often require immediate medical attention.

مصرف بیش از حد مواد مخدر اغلب نیاز به مراقبت‌های پزشکی فوری دارد.

he was treated for overdoses several times last year.

او سال گذشته چندین بار به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر درمان شد.

awareness campaigns focus on preventing overdoses.

کمپین‌های آگاهی‌رسانی بر جلوگیری از مصرف بیش از حد مواد مخدر تمرکز دارند.

overdoses can be fatal if not addressed quickly.

مصرف بیش از حد مواد مخدر می‌تواند کشنده باشد اگر به سرعت رسیدگی نشود.

families of overdose victims often seek support groups.

خانواده‌های قربانیان مصرف بیش از حد مواد مخدر اغلب به دنبال گروه‌های حمایتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید