overdraft

[ایالات متحده]/ˈəʊvədrɑːft/
[بریتانیا]/ˈoʊvərdræft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیتی که در آن موجودی حساب بانکی یک شخص یا شرکت به زیر صفر می‌رود و به آن‌ها اجازه می‌دهد تا به میزان مشخصی به برداشت پول ادامه دهند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bank account overdraft

افت حساب بانکی

overdraft protection

محافظت در برابر کسری حساب

overdraft fee

کارمزد پوشش کسری

overdraft facility

وام بانکی

جملات نمونه

overdraft on current account unsecured

بدهی کارت اعتباری بدون وثیقه

An overdraft results when a note discounted at a bank is not met when due.

بدهی کارت اعتباری زمانی ایجاد می شود که یک سند با تخفیف در بانک پرداخت نشود.

This is in contrast with an overdraft which is subject to periodic review and is in principle recallable at any time.

این در تضاد با بدهی کارت اعتباری است که مشمول بررسی دوره ای است و در اصل قابل بازپس گیری در هر زمان است.

An overdraft resulted when a 1000 cheque was drawn against only 900 in the account.

بدهی کارت اعتباری زمانی ایجاد شد که یک چک به ارزش 1000 پوند علیه 900 پوند در حساب برداشت شد.

I need to check my bank balance to avoid going into overdraft.

من باید موجودی حساب بانکی خود را بررسی کنم تا از رفتن به بدهی کارت اعتباری جلوگیری کنم.

She was hit with overdraft fees after exceeding her limit.

او پس از تجاوز از حد خود، با هزینه های بدهی کارت اعتباری مواجه شد.

The bank offers overdraft protection for an additional fee.

بانک خدمات حفاظت از بدهی کارت اعتباری را با هزینه اضافی ارائه می دهد.

He went into overdraft because he forgot to deposit his paycheck.

او به دلیل فراموشی واریز حقوق خود، به بدهی کارت اعتباری رفت.

The overdraft facility allows customers to withdraw more than their account balance.

امکانات بدهی کارت اعتباری به مشتریان اجازه می دهد بیش از موجودی حساب خود برداشت کنند.

Many people rely on overdrafts to cover unexpected expenses.

بسیاری از مردم برای پوشش هزینه های غیرمنتظره به بدهی کارت اعتباری متکی هستند.

The bank notified him of his overdraft status via email.

بانک وضعیت بدهی کارت اعتباری او را از طریق ایمیل مطلع کرد.

She requested an increase in her overdraft limit to avoid fees.

او برای جلوگیری از پرداخت هزینه، درخواست افزایش سقف بدهی کارت اعتباری خود را داد.

He faced financial difficulties due to his frequent overdrafts.

او به دلیل بدهی کارت اعتباری مکررش با مشکلات مالی مواجه شد.

The bank may revoke your overdraft privileges if you abuse them.

بانک ممکن است در صورت سوء استفاده از آنها، امتیازات بدهی کارت اعتباری شما را لغو کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید