| صفت یا فعل حال استمراری | overdrawing |
| شکل سوم شخص مفرد | overdraws |
| زمان گذشته | overdrew |
| قسمت سوم فعل | overdrawn |
overdraw account
افتادهگی حساب
overdraw limit
سقف برداشت بیش از حد
overdraw funds
برداشت بیش از حد وجوه
overdraw balance
افتادهگی موجودی
overdraw credit
اعتبار افتادهگی
overdraw loan
وام افتادهگی
overdraw payment
پرداخت افتادهگی
overdraw accountancy
حسابداری افتادهگی
overdraw statement
صورتحساب افتادهگی
overdraw penalty
جریمه برداشت بیش از حد
she tends to overdraw her bank account every month.
او معمولاً هر ماه موجودی حساب بانکی خود را بیش از حد برداشت میکند.
it's not wise to overdraw your credit card limit.
خردمندانه نیست که سقف کارت اعتباری خود را بیش از حد برداشت کنید.
he was charged a fee for overdrawn checks.
او برای چکهای برداشت شده هزینه پرداخت کرد.
overdrawing your account can lead to financial trouble.
برداشت بیش از حد حساب شما میتواند منجر به مشکلات مالی شود.
many students overdraw their accounts during the semester.
بسیاری از دانش آموزان در طول ترم حساب های خود را بیش از حد برداشت می کنند.
be careful not to overdraw your savings.
مراقب باشید حساب پس انداز خود را بیش از حد برداشت نکنید.
she had to pay penalties for repeatedly overdrawing.
او مجبور شد به دلیل برداشت مکرر جریمه پرداخت کند.
he was surprised to find he had overdrawn his account.
او با دیدن اینکه حساب خود را بیش از حد برداشت کرده بود، متعجب شد.
overdrawing can negatively impact your credit score.
برداشت بیش از حد میتواند به طور منفی بر امتیاز اعتباری شما تأثیر بگذارد.
she learned the hard way not to overdraw her funds.
او به سختی فهمید که نباید وجوه خود را بیش از حد برداشت کند.
overdraw account
افتادهگی حساب
overdraw limit
سقف برداشت بیش از حد
overdraw funds
برداشت بیش از حد وجوه
overdraw balance
افتادهگی موجودی
overdraw credit
اعتبار افتادهگی
overdraw loan
وام افتادهگی
overdraw payment
پرداخت افتادهگی
overdraw accountancy
حسابداری افتادهگی
overdraw statement
صورتحساب افتادهگی
overdraw penalty
جریمه برداشت بیش از حد
she tends to overdraw her bank account every month.
او معمولاً هر ماه موجودی حساب بانکی خود را بیش از حد برداشت میکند.
it's not wise to overdraw your credit card limit.
خردمندانه نیست که سقف کارت اعتباری خود را بیش از حد برداشت کنید.
he was charged a fee for overdrawn checks.
او برای چکهای برداشت شده هزینه پرداخت کرد.
overdrawing your account can lead to financial trouble.
برداشت بیش از حد حساب شما میتواند منجر به مشکلات مالی شود.
many students overdraw their accounts during the semester.
بسیاری از دانش آموزان در طول ترم حساب های خود را بیش از حد برداشت می کنند.
be careful not to overdraw your savings.
مراقب باشید حساب پس انداز خود را بیش از حد برداشت نکنید.
she had to pay penalties for repeatedly overdrawing.
او مجبور شد به دلیل برداشت مکرر جریمه پرداخت کند.
he was surprised to find he had overdrawn his account.
او با دیدن اینکه حساب خود را بیش از حد برداشت کرده بود، متعجب شد.
overdrawing can negatively impact your credit score.
برداشت بیش از حد میتواند به طور منفی بر امتیاز اعتباری شما تأثیر بگذارد.
she learned the hard way not to overdraw her funds.
او به سختی فهمید که نباید وجوه خود را بیش از حد برداشت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید