overdraws

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈdrɔːz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈdrɔːz/

ترجمه

v. از یک حساب بیشتر از موجودی برداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

overdraws account

برداشت بیش از حد حساب

overdraws funds

برداشت بیش از حد وجوه

overdraws limit

عبور از حد مجاز

overdraws balance

برداشت بیش از حد موجودی

overdraws credit

برداشت بیش از حد اعتبار

overdraws checking

برداشت بیش از حد حساب چک

overdraws savings

برداشت بیش از حد پس انداز

overdraws payment

برداشت بیش از حد پرداخت

overdraws account balance

برداشت بیش از حد موجودی حساب

overdraws regularly

به طور منظم برداشت بیش از حد

جملات نمونه

she often overdraws her bank account.

او اغلب موجودی حساب بانکی خود را برداشت می‌کند.

the student overdraws on her credit card every month.

دانشجو هر ماه از کارت اعتباری خود برداشت می‌کند.

he realized that overdraws can lead to high fees.

او متوجه شد که برداشت بیش از حد می‌تواند منجر به کارمزد زیاد شود.

overdrawing can negatively impact your credit score.

برداشت بیش از حد می‌تواند به طور منفی بر امتیاز اعتباری شما تأثیر بگذارد.

she was warned not to overdraw her account again.

به او هشدار داده شد که دوباره حساب خود را برداشت نکند.

many people overdraw during the holiday season.

بسیاری از مردم در تعطیلات برداشت بیش از حد انجام می‌دهند.

he frequently overdraws without realizing it.

او اغلب بدون اینکه متوجه شود برداشت بیش از حد انجام می‌دهد.

overdraws can be avoided with careful budgeting.

می‌توان برداشت بیش از حد را با بودجه‌بندی دقیق اجتناب کرد.

the bank charges a fee for each overdraw.

بانک برای هر برداشت بیش از حد هزینه‌ای دریافت می‌کند.

she had to pay off her overdraws quickly.

او مجبور شد به سرعت برداشت‌های بیش از حد خود را پرداخت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید