undereating

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈiːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈiːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل خوردن خیلی کم

عبارات و ترکیب‌ها

undereating habits

عادات کم‌خوری

undereating issues

مشکلات کم‌خوری

undereating effects

اثرات کم‌خوری

undereating symptoms

علائم کم‌خوری

undereating risks

خطرات کم‌خوری

undereating consequences

پیامدهای کم‌خوری

undereating patterns

الگوهای کم‌خوری

undereating behaviors

رفتارهای کم‌خوری

undereating problems

مشکلات کم‌خوری

undereating solutions

راه حل های کم‌خوری

جملات نمونه

undereating can lead to serious health issues.

کم‌خوری می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

many people struggle with undereating due to stress.

بسیاری از افراد به دلیل استرس دچار کم‌خوری می‌شوند.

undereating is often a sign of an eating disorder.

کم‌خوری اغلب نشانه‌ای از اختلال خوردن است.

she was undereating and didn't realize it.

او کم‌خوری می‌کرد و متوجه آن نشد.

undereating can affect your energy levels.

کم‌خوری می‌تواند سطح انرژی شما را تحت تأثیر قرار دهد.

he was advised to stop undereating for his health.

به او توصیه شد برای سلامتی خود کم‌خوری را متوقف کند.

undereating may cause nutrient deficiencies.

کم‌خوری ممکن است باعث کمبود مواد مغذی شود.

she noticed her friend was undereating lately.

او متوجه شد که دوستش اخیراً کم‌خوری می‌کند.

undereating can slow down your metabolism.

کم‌خوری می‌تواند متابولیسم شما را کند کند.

addressing undereating requires professional help.

رسیدگی به کم‌خوری نیاز به کمک حرفه‌ای دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید