overexpectation

[ایالات متحده]/ˌəʊvərɪkspekˈteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌoʊvərɪkspekˈteɪʃən/

ترجمه

n. انتظارات یا پیش‌بینی‌های بیش از حد یا نامناسب فراتر از آنچه معقول یا واقع‌بینانه است.

عبارات و ترکیب‌ها

suffering from overexpectation

در حال رنجیدن از انتظارات بیش از حد

overexpectation problem

مشکل انتظارات بیش از حد

too many overexpectations

انتظارات بیش از حد زیاد

without overexpectation

بدون انتظارات بیش از حد

overexpectation leads to

انتظارات بیش از حد به ... منجر می‌شود

due to overexpectation

به دلیل انتظارات بیش از حد

overexpectations create

انتظارات بیش از حد ایجاد می‌کنند

high overexpectation

انتظارات بیش از حد زیاد

overexpectation trap

دام انتظارات بیش از حد

جملات نمونه

the marketing campaign created unrealistic overexpectation among potential customers.

کمپین بازاریابی باعث ایجاد انتظارات غیرواقعی بیش از حد در میان مشتریان بالقوه شد.

companies should avoid overexpectation when launching new products.

شرکت‌ها باید از ایجاد انتظارات بیش از حد هنگام عرضه محصولات جدید خودداری کنند.

the initial success led to overexpectation about future performance.

موفقیت اولیه منجر به ایجاد انتظارات بیش از حد در مورد عملکرد آینده شد.

managerial overexpectation often results in employee burnout.

انتظارات بیش از حد مدیریتی اغلب منجر به فرسودگی کارکنان می‌شود.

investors must guard against overexpectation during bull markets.

سرمایه‌گذاران باید در برابر انتظارات بیش از حد در بازارهای صعودی محافظت کنند.

the novel's overexpectation was shattered by the mediocre sequel.

انتظارات بیش از حد رمان توسط دنباله متوسط ​​نابود شد.

teachers should prevent overexpectation in high-pressure academic environments.

معلمان باید از ایجاد انتظارات بیش از حد در محیط‌های علمی پرفشار جلوگیری کنند.

social media influencers sometimes generate overexpectation about lifestyle standards.

تاثیرگذاران رسانه‌های اجتماعی گاهی اوقات انتظارات بیش از حد در مورد استانداردهای سبک زندگی ایجاد می‌کنند.

the team's overexpectation proved damaging when they faced tough competition.

انتظارات بیش از حد تیم زمانی آسیب‌رسان بود که با رقابت سخت روبرو شدند.

customer overexpectation can erode brand loyalty when promises aren't met.

انتظارات بیش از حد مشتری می‌تواند وفاداری به برند را از بین ببرد، زمانی که وعده‌ها برآورده نمی‌شوند.

parenting with overexpectation may negatively affect children's self-esteem.

مربي‌گری با انتظارات بیش از حد ممکن است به طور منفی بر عزت نفس کودکان تأثیر بگذارد.

market analysts warned about the dangers of overexpectation in the tech sector.

تحلیلگران بازار در مورد خطرات انتظارات بیش از حد در بخش فناوری هشدار دادند.

the film's overexpectation couldn't match its actual storyline quality.

انتظارات بیش از حد فیلم نتوانست با کیفیت داستان واقعی آن مطابقت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید