overfitted

[ایالات متحده]/[ˈəʊvərˌfɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈoʊvərˌfɪtɪd]/

ترجمه

adj. بیش از حد تنظیم شده برای یک مجموعه داده خاص، که منجر به تعمیم ضعیف داده‌های دیده نشده می‌شود.
v. بیش از حد تنظیم کردن یک مدل برای یک مجموعه داده خاص.
v. (زمان گذشته) مدل بیش از حد برای یک مجموعه داده خاص تنظیم شده بود.

عبارات و ترکیب‌ها

overfitted model

مدل بیش‌برازش

be overfitted

بیش‌برازش شود

severely overfitted

بیش‌برازش شدید

easily overfitted

به راحتی بیش‌برازش شود

جملات نمونه

the model was severely overfitted to the training data.

مدل به شدت بیش‌برازش شده بود.

we need to avoid being overfitted during the training process.

ما باید از بیش‌برازش شدن در طول فرآیند آموزش جلوگیری کنیم.

the data scientist suspected the neural network was overfitted.

دانشمند داده‌ها مشکوک بود که شبکه عصبی بیش‌برازش شده است.

regularization techniques can help prevent overfitting.

تکنیک‌های منظم‌سازی می‌توانند به جلوگیری از بیش‌برازش کمک کنند.

the validation set revealed the model was overfitted.

مجموعه اعتبارسنجی نشان داد که مدل بیش‌برازش شده است.

an overfitted model performs poorly on unseen data.

یک مدل بیش‌برازش شده عملکرد ضعیفی در داده‌های دیده نشده دارد.

we’re trying to reduce overfitting with dropout layers.

ما در تلاش هستیم تا با استفاده از لایه‌های dropout، بیش‌برازش را کاهش دهیم.

the algorithm became overfitted after too many epochs.

الگوریتم پس از تعداد زیادی epoch بیش‌برازش شد.

cross-validation helps identify an overfitted model.

اعتبارسنجی متقابل به شناسایی یک مدل بیش‌برازش کمک می‌کند.

the goal is to find a balance and avoid being overfitted.

هدف یافتن تعادل و جلوگیری از بیش‌برازش است.

it's crucial to check for overfitting during model development.

بررسی بیش‌برازش در طول توسعه مدل بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید