overtrained

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈtreɪnd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈtreɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.past tense and past participle of overtrain; trained too much or excessively, often to the point of decreased performance
v.past tense and past participle of overtrain; آموزش‌دیده بیش‌ازحد یا به‌طور وسواس‌گونه، اغلب به نقطه‌ای که باعث کاهش عملکرد می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

overtrained athletes

ورزشکاران بیش‌تمرین

feeling overtrained

احساس بیش‌تمرینی

overtrained runners

دوندگان بیش‌تمرین

completely overtrained

کاملاً بیش‌تمرین

getting overtrained

در حال بیش‌تمرین شدن

overtrained muscles

عضلات بیش‌تمرین

dangerously overtrained

به طور خطرناکی بیش‌تمرین

overtrained cyclists

دوچرخه‌سواران بیش‌تمرین

severely overtrained

به شدت بیش‌تمرین

overtrained and exhausted

بیش‌تمرین و خسته

جملات نمونه

the overtrained athlete suffered a serious injury during the championship finals.

ورزشکار بیش‌تحرک دچار آسیب‌دیدگی جدی در فینال مسابقات قهرمانی شد.

she realized she had become overtrained when her performance started declining.

او متوجه شد که بیش‌تحرک شده است زمانی که عملکردش شروع به کاهش کرد.

overtrained muscles are more susceptible to tears and strains.

عضلات بیش‌تحرک بیشتر در معرض پارگی و کشیدگی هستند.

many runners push themselves until they are completely overtrained.

بسیاری از دوندگان خود را تا زمانی که کاملاً بیش‌تحرک شوند، به خود فشار می‌آورند.

the coach warned that the team looked overtrained and needed rest.

مربی هشدار داد که تیم به نظر بیش‌تحرک می‌رسد و به استراحت نیاز دارد.

overtrained syndrome can lead to chronic fatigue and decreased immunity.

سندرم بیش‌تحرکی می‌تواند منجر به خستگی مزمن و کاهش ایمنی شود.

he ignored the warning signs and continued training while overtrained.

او علائم هشدار را نادیده گرفت و در حالی که بیش‌تحرک بود به تمرین ادامه داد.

an overtrained body struggles to recover even after proper rest.

بدنی که بیش‌تحرک است حتی پس از استراحت مناسب نیز برای بهبودی تلاش می‌کند.

the marathon runner appeared overtrained and struggled to finish the race.

ماراتن‌دوکار به نظر بیش‌تحرک می‌رسید و برای اتمام مسابقه تلاش می‌کرد.

symptoms of being overtrained include persistent soreness and sleep disturbances.

علائم بیش‌تحرکی شامل درد مداوم و اختلالات خواب است.

taking time off is essential when you feel overtrained.

استراحت کردن ضروری است زمانی که احساس می‌کنید بیش‌تحرک هستید.

the overtrained cyclist experienced a dramatic drop in his performance times.

دوچرخه‌سوار بیش‌تحرک شاهد کاهش چشمگیری در زمان‌های عملکرد خود بود.

proper nutrition helps prevent becoming overtrained during intense training periods.

تغذیه مناسب به جلوگیری از بیش‌تحرک شدن در طول دوره‌های تمرینی شدید کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید