overfull

[ایالات متحده]/'əuvə'ful/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی مقدار زیاد؛ به طور بیش از حد پر
adv. به درجه‌ای بیش از حد

جملات نمونه

an overfull cup of tea.

یک فنجان چای پر

نمونه‌های واقعی

And as long as you don't go beyond overfull, your clothes are going to be clean.

تا زمانی که از حد معمول تجاوز نکنید، لباس‌هایتان تمیز خواهند بود.

منبع: Life's Treasure Chest

Lonely folk, ugly to look at and overfull of growth, but a blessing for each other, for the beasts, and for the earth.

مردم تنها، زشت به نظر می‌رسند و سرشار از رشد، اما برکتی برای یکدیگر، برای حیوانات و برای زمین.

منبع: The Growth of the Earth (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید