overkills the mood
فضای حاکم را خراب میکند
overkills the budget
بودجه را خراب میکند
overkills the joke
مزه شوخی را خراب میکند
overkills the theme
موضوع را خراب میکند
overkills the message
پیام را خراب میکند
overkills the details
جزئیات را خراب میکند
overkills the experience
تجربه را خراب میکند
overkills the effort
تلاش را خراب میکند
overkills the fun
سرگرمی را خراب میکند
overkills the excitement
هیجان را خراب میکند
using three different types of glue for one project overkills the situation.
استفاده از سه نوع مختلف چسب برای یک پروژه، وضعیت را از حد معمول فراتر میبرد.
his overkills in preparing for the presentation made it unnecessarily complicated.
اضافه کاریهای او در آمادهسازی برای ارائه، آن را به طور غیرضروری پیچیده کرد.
overkills in security measures can lead to inefficiencies.
اضافه کاری در اقدامات امنیتی میتواند منجر به ناکارآمدی شود.
the movie's special effects overkills the emotional depth of the story.
اثرات ویژه فیلم، عمق احساسی داستان را از حد معمول فراتر میبرد.
overkills in marketing can confuse potential customers.
اضافه کاری در بازاریابی میتواند مشتریان بالقوه را گیج کند.
she felt that his overkills in organizing the event were unnecessary.
او احساس کرد که اضافه کاریهای او در سازماندهی رویداد غیرضروری بود.
overkills in dieting can lead to unhealthy eating habits.
اضافه کاری در رژیم غذایی میتواند منجر به عادات غذایی ناسالم شود.
his overkills in explaining the rules bored the participants.
اضافه کاری او در توضیح قوانین، باعث کسالت شرکت کنندگان شد.
overkills in safety protocols can slow down the workflow.
اضافه کاری در پروتکلهای ایمنی میتواند سرعت گردش کار را کاهش دهد.
the report's overkills made it hard to find the main points.
اضافه کاری در گزارش، پیدا کردن نکات اصلی را دشوار کرد.
overkills the mood
فضای حاکم را خراب میکند
overkills the budget
بودجه را خراب میکند
overkills the joke
مزه شوخی را خراب میکند
overkills the theme
موضوع را خراب میکند
overkills the message
پیام را خراب میکند
overkills the details
جزئیات را خراب میکند
overkills the experience
تجربه را خراب میکند
overkills the effort
تلاش را خراب میکند
overkills the fun
سرگرمی را خراب میکند
overkills the excitement
هیجان را خراب میکند
using three different types of glue for one project overkills the situation.
استفاده از سه نوع مختلف چسب برای یک پروژه، وضعیت را از حد معمول فراتر میبرد.
his overkills in preparing for the presentation made it unnecessarily complicated.
اضافه کاریهای او در آمادهسازی برای ارائه، آن را به طور غیرضروری پیچیده کرد.
overkills in security measures can lead to inefficiencies.
اضافه کاری در اقدامات امنیتی میتواند منجر به ناکارآمدی شود.
the movie's special effects overkills the emotional depth of the story.
اثرات ویژه فیلم، عمق احساسی داستان را از حد معمول فراتر میبرد.
overkills in marketing can confuse potential customers.
اضافه کاری در بازاریابی میتواند مشتریان بالقوه را گیج کند.
she felt that his overkills in organizing the event were unnecessary.
او احساس کرد که اضافه کاریهای او در سازماندهی رویداد غیرضروری بود.
overkills in dieting can lead to unhealthy eating habits.
اضافه کاری در رژیم غذایی میتواند منجر به عادات غذایی ناسالم شود.
his overkills in explaining the rules bored the participants.
اضافه کاری او در توضیح قوانین، باعث کسالت شرکت کنندگان شد.
overkills in safety protocols can slow down the workflow.
اضافه کاری در پروتکلهای ایمنی میتواند سرعت گردش کار را کاهش دهد.
the report's overkills made it hard to find the main points.
اضافه کاری در گزارش، پیدا کردن نکات اصلی را دشوار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید