overman

[ایالات متحده]/əʊvə'mæn/
[بریتانیا]/'ovəmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناظر، استاد، داور
vt. تخصیص دادن پرسنل بیش از حد

جملات نمونه

"Behold, I teach you the overman! The overman is the meaning of the earth. Let your will say: the overman shall be the meaning of the earth!

«ببینید، من شما را دربارهٔ انسان برتر آموزش می‌دهم! انسان برتر، معنای زمین است. اجازه دهید ارادهٔ شما بگوید: انسان برتر، معنای زمین خواهد بود!»

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید