underling

[ایالات متحده]/ˈʌndəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʌndərlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زیر دست، نوکر

جملات نمونه

I know one investment banking boss who penalises underlings for lobbying crassly.

من یک مدیر بانکداری سرمایه گذاری می شناسم که به دلیل لابی زشت، زیردستان را مجازات می کند.

How delightful to find an arriviste underling of 53 and a slacking boss of 70 in a thrusting, ageist industry such as investment banking.

چه لذتی بود که فرد تازه‌کاری زیردست 53 ساله و یک رئیس بی‌عمل 70 ساله را در صنعتی پویا و سنی‌ستیز مانند بانکداری سرمایه‌گذاری پیدا کرد.

This charmless message prompted an angry underling to set up a fake Twitter account in Soden's name with tweets that say “I love my life” and “Analyst slacking again.

این پیام بی‌روح باعث شد یک زیردستی عصبانی یک حساب کاربری جعلی توییتر به نام سودن با توییت‌هایی که می‌گویند «من عاشق زندگی‌ام هستم» و «تحلیلگر دوباره بیکار است» راه اندازی کند.

The manager delegated the task to his underling.

مدیر وظیفه را به زیردستان خود محول کرد.

The underling followed the instructions carefully.

زیردستان دستورالعمل ها را با دقت دنبال کرد.

She treated her underlings with respect.

او با احترام با زیردستان خود رفتار کرد.

The underling reported back to the supervisor.

زیردستان به سرپرست گزارش داد.

The underling was promoted to a higher position.

زیردستان به مقام بالاتری ارتقا یافت.

The underling completed the project ahead of schedule.

زیردستان پروژه را زودتر از موعد مقرر به اتمام رساند.

The underling's hard work did not go unnoticed.

تلاش های سخت زیردستان متوجه نشد.

The underling was given additional responsibilities.

زیردستان مسئولیت های بیشتری به او داده شد.

The underling sought guidance from more experienced colleagues.

زیردستان از همکاران با تجربه تر راهنمایی گرفت.

The underling's dedication to the team was commendable.

تعهد زیردستان به تیم قابل تحسین بود.

نمونه‌های واقعی

But there were Principals present and Assistant Secretaries, and other assorted underlings.

اما مدیران و معاونان و سایر افراد تحت‌الامر نیز حضور داشتند.

منبع: Yes, Minister Season 1

Cardiac arrest-and, indeed, early death from any cause-is the prerogative of underlings.

دستگیری قلبی و در واقع مرگ زودهنگام از هر علتی - حق انحصاری افراد تحت‌الامر است.

منبع: The Economist - Technology

Look thou, underling! that thou obeyest mine. —Stand round men, men.

به تو نگاه کن، ای تحت‌الامر! اطاعت کن از من. - مردان ایستاده، مردان.

منبع: Moby-Dick

What if he talks to the underlings, he may learn things that we don't know.

اگر با افراد تحت‌الامر صحبت کند، ممکن است چیزهایی را یاد بگیرد که ما نمی‌دانیم.

منبع: Yes, Minister Season 1

This is bad news for underlings. That extra money comes out of workers' pockets, the study finds.

این خبر بدی برای افراد تحت‌الامر است. آن پول اضافی از جیب کارگران خارج می‌شود، مطالعه نشان می‌دهد.

منبع: The Economist (Summary)

Indeed, the Russian leader has often delegated unpopular COVID restrictions to underlings while ignoring them at politically expedient moments.

در واقع، رهبر روسیه اغلب محدودیت‌های غیرمحبوب کووید را به افراد تحت‌الامر واگذار کرده است در حالی که در زمان‌های مناسب از نظر سیاسی از آنها غافل بوده است.

منبع: NPR News September 2021 Compilation

The new generation of celebrity chefs struck him as sadly insecure, even unbalanced, using dreadful words and treating their underlings like dirt.

نسل جدید سرآشپزهای مشهور او را به طرز غم انگیزی ناامن و حتی نامتعادل نشان دادند و از کلمات وحشتناک استفاده می کردند و افراد تحت‌الامر خود را مانند آشغال رفتار می کردند.

منبع: The Economist (Summary)

Be doubly dubious of any consulting reports your underlings happen to commission, especially when they recommend a bigger budget for said underling.

دو برابر در مورد هرگونه گزارش مشاوره‌ای که افراد تحت‌الامر شما به طور اتفاقی سفارش می‌دهند، مشکوک باشید، به خصوص زمانی که توصیه به بودجه بیشتر برای همان فرد تحت‌الامر می‌کنند.

منبع: The Economist (Summary)

Usually, powerful people use this strategy toward their underlings, but it can be applied by individuals in relationships as well.

معمولاً افراد قدرتمند از این استراتژی نسبت به افراد تحت‌الامر خود استفاده می‌کنند، اما می‌توان آن را توسط افراد در روابط نیز اعمال کرد.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

Not by how he treats his equals, but by how he treats the underlings.

نه با نحوه رفتار او با همتایانش، بلکه با نحوه رفتار او با افراد تحت‌الامر.

منبع: Lawsuit Duet Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید