Angels are superhuman beings.
فرشتگان موجوداتی مافوق انسانی هستند.
It will require a superhuman effort to get the job finished on time.
برای اتمام کار به موقع، تلاش فوقانسانی لازم خواهد بود.
the pilot made one last superhuman effort not to come down right on our heads.
خلبان یک تلاش فوقانسانی دیگر کرد تا از سر زدن ما روی سرها جلوگیری کند.
The Jake London is poses as by "the superhuman", he has not become the superhuman, but "the Martin Iraq Ascended" indeed is had surmounted the timework.
جِیِک لندن به عنوان "فوق انسان" ظاهر میشود، اما هنوز به یک فوق انسان تبدیل نشده است، اما "مرتین عراق صعود کرده" در واقعیت بر کار زمان غلبه کرده است.
She possesses superhuman strength.
او قدرت فوقانسانی دارد.
The athlete's endurance was almost superhuman.
استقامت ورزشکار تقریباً فوقانسانی بود.
He showed superhuman courage in the face of danger.
او در برابر خطر شجاعت فوقانسانی از خود نشان داد.
The superhero's superhuman abilities amazed everyone.
تواناییهای فوقانسانی ابرقهرمان همه را شگفتزده کرد.
The scientist made a breakthrough with his superhuman intelligence.
دانشمند با هوش فوقانسانی خود به یک پیشرفت بزرگ دست یافت.
The rescue team performed a superhuman effort to save the trapped hikers.
تیم نجات برای نجات کوهنوردان گرفتار یک تلاش فوقانسانی انجام داد.
Her speed on the track was truly superhuman.
سرعت او در پیست واقعاً فوقانسانی بود.
The magician's tricks seemed almost superhuman.
ترفندهای جادوگر تقریباً فوقانسانی به نظر میرسید.
The CEO's ability to multitask was described as superhuman.
توانایی مدیرعامل در انجام چند کار به طور همزمان به عنوان فوقانسانی توصیف شد.
The artist's creativity was often seen as superhuman.
خلاقیت هنرمند اغلب به عنوان فوقانسانی دیده میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید