submits

[ایالات متحده]/səbˈmɪts/
[بریتانیا]/səbˈmɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تسلیم شدن به اقتدار یا کنترل دیگری؛ ارائه برای بررسی یا قضاوت

عبارات و ترکیب‌ها

submits a proposal

ارائه یک پیشنهاد

submits an application

ارائه یک درخواست

submits feedback

ارائه بازخورد

submits a report

ارائه یک گزارش

submits documents

ارائه اسناد

submits a request

ارائه یک درخواست

submits evidence

ارائه مدارک

submits data

ارائه داده

submits changes

ارائه تغییرات

submits an assignment

ارائه یک تکلیف

جملات نمونه

he submits his report every monday.

او گزارش خود را هر دوشنبه ارسال می‌کند.

she submits her application online.

او درخواست خود را به صورت آنلاین ارسال می‌کند.

the student submits his homework on time.

دانشجو تکالیف خود را به موقع ارسال می‌کند.

they submit their findings to the committee.

آنها یافته‌های خود را به کمیته ارائه می‌دهند.

the artist submits her work for the exhibition.

هنرمند اثر خود را برای نمایشگاه ارسال می‌کند.

the company submits a proposal for the project.

شرکت یک پیشنهاد برای پروژه ارسال می‌کند.

he submits his taxes by the deadline.

او مالیات خود را تا مهلت مقرر ارسال می‌کند.

she regularly submits articles to the magazine.

او به طور منظم مقالات را به مجله ارسال می‌کند.

the team submits their designs for approval.

تیم طرح‌های خود را برای تایید ارسال می‌کند.

he submits feedback after the meeting.

او پس از جلسه بازخورد ارسال می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید