overprotective

[ایالات متحده]/ˌəʊvəprəˈtɛktɪv/
[بریتانیا]/ˌoʊvərprəˈtɛktɪv/

ترجمه

adj. بیش از حد محافظ یا اغراق آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

overprotective parents

والدین بیش از حد محافظ

being overprotective

بیش از حد محافظت کردن

overprotective behavior

رفتار بیش از حد محافظانه

too overprotective

بیش از حد محافظ

was overprotective

بیش از حد محافظ بود

seem overprotective

بیش از حد محافظ به نظر می رسند

overprotectively concerned

نگران بودن بیش از حد محافظانه

become overprotective

بیش از حد محافظ شوند

dangerously overprotective

بیش از حد محافظ و خطرناک

overprotective stance

موضع بیش از حد محافظانه

جملات نمونه

my grandma is incredibly overprotective of me and worries about everything.

مادربزرگم به طرز باورنکردنی‌ای بیش از حد مراقب من است و در مورد همه چیز نگران است.

he's become overprotective since his daughter started school.

از زمانی که دخترش مدرسه شروع کرده، بیش از حد مراقب شده است.

the overprotective parent hovered around the playground, watching every move.

والد بیش از حد مراقب در اطراف زمین بازی معلق بود و هر حرکت را زیر نظر داشت.

she realized her behavior was overprotective, but couldn't help worrying.

او متوجه شد که رفتارش بیش از حد مراقبانه است، اما نمی‌توانست از نگرانی دست بکشد.

his overprotective nature stifled his son's independence.

طبیعت بیش از حد مراقب او استقلال پسرش را خفه کرد.

despite our reassurances, she remained overprotective of her grandson.

با وجود اطمینان خاطر ما، او همچنان بیش از حد مراقب نوه اش بود.

being overprotective can prevent children from learning valuable life lessons.

بیش از حد مراقب بودن می تواند از یادگیری درس های ارزشمند زندگی توسط کودکان جلوگیری کند.

the overprotective coach wouldn't let the players take risks.

مربی بیش از حد مراقب اجازه نمی داد بازیکنان ریسک کنند.

we tried to explain that being overprotective wasn't always helpful.

سعی کردیم توضیح دهیم که بیش از حد مراقب بودن همیشه مفید نیست.

she was known for being an overprotective mother to her only child.

او به خاطر اینکه مادر بیش از حد مراقب تنها فرزندش بود، معروف بود.

his overprotective attitude made it difficult for us to plan a surprise.

نگرش بیش از حد مراقب او برنامه ریزی یک غافلگیری را برای ما دشوار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید