sheltering

[ایالات متحده]/[ˈʃel.tərɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈʃel.tər.ɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پناه گرفتن.
v. از خطر یا عناصر طبیعی حفاظت کردن؛ پناه دادن.
adj. ارائه دهنده پناه.

عبارات و ترکیب‌ها

sheltering from rain

پناه گرفتن از باران

sheltering a child

پناه دادن به یک کودک

sheltered life

زندگی پناه گرفته

sheltering arms

دست‌های پناه گرفته

sheltering roof

تavan پناه گرفته

sheltered valley

وادی پناه گرفته

sheltering refugees

پناه دادن به مهاجران

sheltered position

وضعیت پناه گرفته

sheltering storm

باد شدید پناه گرفته

sheltering them

پناه دادن به آن‌ها

جملات نمونه

the old oak tree was sheltering the hikers from the rain.

درخت گردوی قدیمی در برابر باران حفاظت از پیاده روی‌ها را فراهم می‌کرد.

we found sheltering in a cave during the storm.

ما در زمان طوفان در یک ایفون پناه گرفتیم.

the charity is providing sheltering for displaced families.

این خیریه به خانواده‌های وادی شده پناهگاه فراهم می‌کند.

the dense forest offered sheltering from the harsh sun.

جنگل چروک‌دار پناه گرفتن از خورشید تیز را فراهم می‌کرد.

the porch was sheltering us from the wind.

پورچ ما را در برابر باد پناه گرفت.

the building offers sheltering spaces for the homeless.

این ساختمان فضای پناه گرفتن برای بی‌خانمان فراهم می‌کند.

the awning was sheltering the market stalls from the sun.

تکیه‌گاه بازار فروشگاه‌ها را در برابر خورشید پناه گرفت.

the thick foliage was sheltering small animals.

پوشش گیاهی چرب حیوانات کوچک را پناه گرفت.

the government is creating new sheltering programs.

دولت برنامه‌های جدید پناه گرفتن را ایجاد می‌کند.

the park provides sheltering shade on hot days.

پارک در روزهای گرم سایه پناه گرفتن فراهم می‌کند.

the overhanging roof was sheltering the doorway.

تavan نشسته در درب پناه گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید