overreckoning

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈrɛkənɪŋ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈrɛkənɪŋ/

ترجمه

adj. پوشاننده؛ که پوشانده می‌کند
v. پوشانیدن؛ پنهان کردن؛ گنجاندن
n. پوشش؛ پوسته
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

overreckoning error

خطای افراط در محاسبه

financial overreckoning

افراط در محاسبه مالی

overreckoning problem

مشکل افراط در محاسبه

cost overreckoning

افراط در محاسبه هزینه

systematic overreckoning

افراط سیستماتیک در محاسبه

overreckoning bias

تغییر افراط در محاسبه

project overreckoning

افراط در محاسبه پروژه

market overreckoning

افراط در محاسبه بازار

overreckoning tendency

گرایش به افراط در محاسبه

avoid overreckoning

جلوگیری از افراط در محاسبه

جملات نمونه

the company's tendency toward overreckoning led to severely inflated budget projections.

تمایل شرکت به افراط در محاسبات منجر به پیش بینی بودجه‌های شدیداً تورم‌زده شد.

financial analysts warned about the persistent overreckoning of market potential by tech startups.

تحلیلگران مالی درباره افراط مکرر در ارزیابی پتانسیل بازار توسط شرکت‌های فناوری هشدار دادند.

her persistent overreckoning of personal abilities ultimately caused her professional downfall.

افراط مکرر او در ارزیابی توانایی‌های شخصی در نهایت منجر به سقوط حرفه‌ای او شد.

the investment firm's systematic overreckoning of returns disappointed countless shareholders.

افراط سیستماتیک شرکت سرمایه‌گذاری در بازده‌ها بی‌شمار سهامداران را ناامید کرد.

his chronic overreckoning in assessing competitors proved catastrophically expensive.

افراط مزمن او در ارزیابی رقبا به‌طور فاجعه‌آوری گران‌قیمت شد.

the government's statistical overreckoning of economic growth sparked widespread controversy.

افراط آماری دولت در ارزیابی رشد اقتصادی جدال گسترده‌ای را به‌وجود آورد.

overreckoning of potential risks can paradoxically lead to greater vulnerability.

افراط در ارزیابی ریسک‌های پتانسیل می‌تواند به‌طور متناقض به آسیب‌پذیری بیشتر منجر شود.

the ambitious startup's overreckoning of user acquisition proved entirely unrealistic.

افراط شرکت نوپا در ارزیابی جذب کاربران به‌طور کامل غیر واقعی ثابت شد.

their collective overreckoning of the project timeline resulted in significant delays.

افراط جمعی آن‌ها در ارزیابی زمان‌بندی پروژه منجر به تاخیر‌های قابل توجه شد.

the championship team's overreckoning of their opponent's weaknesses dramatically backfired.

افراط تیم قهرمان در ارزیابی ضعف‌های حریف به‌طور محسوسی بازخورد منفی داشت.

systematic overreckoning in quarterly financial forecasts created unsustainable expectations.

افراط سیستماتیک در پیش‌بینی‌های مالی فصلی انتظارات ناپایداری ایجاد کرد.

his habitual tendency for overreckoning made him systematically overlook critical warning signs.

رویکرد معمول او به افراط باعث شد که به‌طور سیستماتیک نشانه‌های هشداردهنده حیاتی را نادیده بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید