overruling

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈruːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈruːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل رد یا معکوس کردن یک تصمیم یا حکمی

عبارات و ترکیب‌ها

overruling decision

تصمیم لغو کننده

overruling authority

قدرت لغو کننده

overruling vote

رای لغو کننده

overruling opinion

نظر لغو کننده

overruling power

قدرت لغو کننده

overruling judgment

قضاوت لغو کننده

overruling precedent

سابقه لغو کننده

overruling clause

ماده لغو کننده

overruling rule

قانون لغو کننده

overruling principle

اصل لغو کننده

جملات نمونه

the judge is overruling the previous decision.

قاضی در حال نقض تصمیم قبلی است.

overruling the committee's vote was controversial.

نقض رای کمیته بحث‌برانگیز بود.

the manager is overruling the team's suggestions.

مدیر در حال نقض پیشنهادات تیم است.

he is known for overruling traditional practices.

او به نقض روش‌های سنتی معروف است.

the president is considering overruling the veto.

رئیس جمهور در حال بررسی نقض وتو است.

overruling the expert's opinion surprised everyone.

نقض نظر کارشناس همه را شگفت‌زده کرد.

she is overruling all objections to the plan.

او به همه اعتراضات به طرح نقض می‌کند.

the court is overruling the appeal.

دادگاه در حال نقض درخواست تجدید نظر است.

overruling his decision could have serious consequences.

نقض تصمیم او ممکن است عواقب جدی داشته باشد.

the board is overruling the ceo's recommendations.

هیئت مدیره در حال نقض توصیه‌های مدیرعامل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید