oversatisfied

[ایالات متحده]/[ˈəʊvəˈsætɪsfaɪd]/
[بریتانیا]/[ˈoʊvərˈsætɪsfaɪd]/

ترجمه

adj. حس یا نشان دادن رضایت بیشتر از آنچه عادی یا لازم است.
v. رضایت دادن به اندازه‌ای بیش از حد.
adv. به اندازه‌ای که بیش از حد یا لازم است.

عبارات و ترکیب‌ها

oversatisfied customer

مشتری راضی‌تر از حد

become oversatisfied

شدن راضی‌تر از حد

oversatisfied with results

راضی‌تر از حد از نتایج

feeling oversatisfied

احساس راضی‌تر از حد

quite oversatisfied

خیلی راضی‌تر از حد

oversatisfied now

راضی‌تر از حد اکنون

being oversatisfied

درحال راضی‌تر شدن از حد

oversatisfied again

راضی‌تر از حد دوباره

already oversatisfied

در حال حاضر راضی‌تر از حد

oversatisfied state

حالت راضی‌تر از حد

جملات نمونه

the customer was completely oversatisfied with the service and left a glowing review.

مشتری کاملاً راضی از خدمات بود و یک بازخورد بسیار خوب را گذاشت.

after the lavish meal, he felt oversatisfied and couldn't eat another bite.

پس از غذای پرحشیش، او احساس رضایت بیش از حدی کرد و نتوانست یک گulp دیگر بخورد.

she was oversatisfied with the outcome of the negotiations and signed the contract immediately.

او از نتیجه مذاکرات راضی بود و فوراً قرارداد را امضا کرد.

the team was oversatisfied with their initial success and became complacent.

تیم از موفقیت اولیه خود راضی بود و خودپسند شد.

he was oversatisfied with his performance and started taking on more challenging projects.

او از عملکرد خود راضی بود و شروع به پذیرفتن پروژه‌های چالش‌برانگیزتر کرد.

the children were oversatisfied after their trip to the amusement park.

کودکان پس از سفر خود به پارک تفریحی راضی بودند.

the company was oversatisfied with its market share and failed to innovate.

شرکت از سهم بازار خود راضی بود و نتوانست نوآوری کند.

she was oversatisfied with the quality of the product and recommended it to everyone.

او از کیفیت محصول راضی بود و آن را به همه توصیه کرد.

the students were oversatisfied with the professor's explanations and understood the material well.

دانشجویان از توضیحات استاد راضی بودند و به خوبی محتوا را درک کردند.

he became oversatisfied with his routine and longed for something new.

او از روتین خود راضی شد و به چیزی جدید خواهش کرد.

the audience was oversatisfied by the concert's energy and enthusiasm.

جمع حاضر از انرژی و شور این کنسرت راضی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید