oversleeps again
باز هم از خواب بیدار نمیشود
always oversleeps
همیشه از خواب بیدار نمیشود
never oversleeps
هیچوقت از خواب بیدار نمیشود
oversleeps often
اغراق میکند
oversleeps daily
روزانه از خواب بیدار نمیشود
oversleeps sometimes
گاهی اوقات از خواب بیدار نمیشود
oversleeps regularly
به طور منظم از خواب بیدار نمیشود
if oversleeps
اگر از خواب بیدار نشود
oversleeps too much
خیلی زیاد از خواب بیدار نمیشود
oversleeps at times
گاهی اوقات از خواب بیدار نمیشود
she often oversleeps on weekends.
او اغلب آخر هفتهها بیش از حد میخوابد.
if he oversleeps, he will miss the meeting.
اگر بیش از حد بخوابد، جلسه را از دست خواهد داد.
he set multiple alarms to avoid oversleeping.
او چندین زنگ خطر تنظیم کرد تا از خوابیدن بیش از حد جلوگیری کند.
oversleeping can disrupt your daily routine.
خوابیدن بیش از حد میتواند روتین روزانه شما را مختل کند.
to prevent oversleeping, i go to bed early.
برای جلوگیری از خوابیدن بیش از حد، زودتر میخوابم.
she felt guilty after oversleeping for her job interview.
او بعد از خوابیدن بیش از حد برای مصاحبه شغلی خود احساس گناه کرد.
he tends to oversleep when he stays up late.
وقتی تا دیر وقت بیدار میماند، او معمولاً بیش از حد میخوابد.
oversleeping can lead to feeling groggy all day.
خوابیدن بیش از حد میتواند باعث شود که در طول روز احساس کسالت کنید.
oversleeps again
باز هم از خواب بیدار نمیشود
always oversleeps
همیشه از خواب بیدار نمیشود
never oversleeps
هیچوقت از خواب بیدار نمیشود
oversleeps often
اغراق میکند
oversleeps daily
روزانه از خواب بیدار نمیشود
oversleeps sometimes
گاهی اوقات از خواب بیدار نمیشود
oversleeps regularly
به طور منظم از خواب بیدار نمیشود
if oversleeps
اگر از خواب بیدار نشود
oversleeps too much
خیلی زیاد از خواب بیدار نمیشود
oversleeps at times
گاهی اوقات از خواب بیدار نمیشود
she often oversleeps on weekends.
او اغلب آخر هفتهها بیش از حد میخوابد.
if he oversleeps, he will miss the meeting.
اگر بیش از حد بخوابد، جلسه را از دست خواهد داد.
he set multiple alarms to avoid oversleeping.
او چندین زنگ خطر تنظیم کرد تا از خوابیدن بیش از حد جلوگیری کند.
oversleeping can disrupt your daily routine.
خوابیدن بیش از حد میتواند روتین روزانه شما را مختل کند.
to prevent oversleeping, i go to bed early.
برای جلوگیری از خوابیدن بیش از حد، زودتر میخوابم.
she felt guilty after oversleeping for her job interview.
او بعد از خوابیدن بیش از حد برای مصاحبه شغلی خود احساس گناه کرد.
he tends to oversleep when he stays up late.
وقتی تا دیر وقت بیدار میماند، او معمولاً بیش از حد میخوابد.
oversleeping can lead to feeling groggy all day.
خوابیدن بیش از حد میتواند باعث شود که در طول روز احساس کسالت کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید