oversleeps

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈsliːps/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈsliːps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خوابیدن بیشتر از آنچه که برنامه‌ریزی شده است؛ بیدار نشدن در زمان مقرر

عبارات و ترکیب‌ها

oversleeps again

باز هم از خواب بیدار نمی‌شود

always oversleeps

همیشه از خواب بیدار نمی‌شود

never oversleeps

هیچ‌وقت از خواب بیدار نمی‌شود

oversleeps often

اغراق می‌کند

oversleeps daily

روزانه از خواب بیدار نمی‌شود

oversleeps sometimes

گاهی اوقات از خواب بیدار نمی‌شود

oversleeps regularly

به طور منظم از خواب بیدار نمی‌شود

if oversleeps

اگر از خواب بیدار نشود

oversleeps too much

خیلی زیاد از خواب بیدار نمی‌شود

oversleeps at times

گاهی اوقات از خواب بیدار نمی‌شود

جملات نمونه

she often oversleeps on weekends.

او اغلب آخر هفته‌ها بیش از حد می‌خوابد.

if he oversleeps, he will miss the meeting.

اگر بیش از حد بخوابد، جلسه را از دست خواهد داد.

he set multiple alarms to avoid oversleeping.

او چندین زنگ خطر تنظیم کرد تا از خوابیدن بیش از حد جلوگیری کند.

oversleeping can disrupt your daily routine.

خوابیدن بیش از حد می‌تواند روتین روزانه شما را مختل کند.

to prevent oversleeping, i go to bed early.

برای جلوگیری از خوابیدن بیش از حد، زودتر می‌خوابم.

she felt guilty after oversleeping for her job interview.

او بعد از خوابیدن بیش از حد برای مصاحبه شغلی خود احساس گناه کرد.

he tends to oversleep when he stays up late.

وقتی تا دیر وقت بیدار می‌ماند، او معمولاً بیش از حد می‌خوابد.

oversleeping can lead to feeling groggy all day.

خوابیدن بیش از حد می‌تواند باعث شود که در طول روز احساس کسالت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید