overstocked

[ایالات متحده]/ˌəuvə'stɔk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور بیش از حد انبار شده

جملات نمونه

The store is overstocked with inventory.

فروشگاه پر شده از موجودی کالا.

The warehouse is overstocked with unsold goods.

انبار مملو از کالاهای نفروخته است.

The company is overstocked on certain items.

شرکت در مورد اقلام خاص بیش از حد موجودی دارد.

The shelves are overstocked with books.

قفسه‌ها مملو از کتاب هستند.

The kitchen is overstocked with cooking utensils.

آشپزخانه مملو از وسایل آشپزی است.

The market is overstocked with fresh produce.

بازار مملو از محصولات تازه است.

The online store is overstocked with electronic gadgets.

فروشگاه اینترنتی مملو از گجت‌های الکترونیکی است.

The closet is overstocked with clothes.

کمد لباس مملو از لباس است.

The pantry is overstocked with canned goods.

کابینت مملو از کنسرو است.

The bathroom is overstocked with toiletries.

حمام مملو از لوازم بهداشتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید