overstored inventory
انبارهای بیش از حد
overstored items
اقلام بیش از حد
overstored goods
کالاهای بیش از حد
overstored supplies
تجهیزات بیش از حد
overstored stock
ذخیره بیش از حد
overstored products
محصولات بیش از حد
overstored materials
مواد بیش از حد
overstored resources
منابع بیش از حد
overstored assets
داراییهای بیش از حد
overstored inventory levels
سطح موجودی بیش از حد
the warehouse is overstored with outdated products.
انبار مملو از محصولات منسوخ شده است.
we need to reduce the overstored inventory to improve cash flow.
ما باید موجودی بیش از حد را کاهش دهیم تا جریان نقدی را بهبود بخشیم.
overstored items can lead to increased storage costs.
محصولات بیش از حد می توانند منجر به افزایش هزینه های نگهداری شوند.
the company is facing challenges due to overstored merchandise.
شرکت با مشکلاتی به دلیل کالاهای بیش از حد روبرو است.
to avoid being overstored, we should monitor our stock levels regularly.
برای جلوگیری از بیش از حد شدن، باید به طور منظم سطح موجودی خود را کنترل کنیم.
overstored supplies can become obsolete quickly.
تامینات بیش از حد می توانند به سرعت منسوخ شوند.
the retailer's overstored situation prompted a clearance sale.
وضعیت بیش از حد موجودی خرده فروش، یک حراج برای از بین بردن آنها را رقم زد.
managing overstored goods is crucial for efficient operations.
مدیریت کالا های بیش از حد برای عملکرد کارآمد بسیار مهم است.
they had to write off a lot of overstored items last year.
آنها مجبور شدند سال گذشته مقدار زیادی از اقلام بیش از حد را از بین ببرند.
overstored inventory can hinder new product introductions.
موجودی بیش از حد می تواند معرفی محصولات جدید را مختل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید