overstretches

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈstrɛtʃɪz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈstrɛtʃɪz/

ترجمه

v. فراتر از حد معقول گسترش می‌یابد

عبارات و ترکیب‌ها

overstretches resources

کشیدن منابع به بیش از حد

overstretches limits

عبور از محدودیت‌ها

overstretches capacity

عبور از ظرفیت

overstretches budget

عبور از بودجه

overstretches time

کشیدن زمان به بیش از حد

overstretches skills

عبور از مهارت‌ها

overstretches expectations

عبور از انتظارات

overstretches strength

کشیدن توان به بیش از حد

overstretches relationships

کشیدن روابط به بیش از حد

جملات نمونه

the athlete overstretches during training.

ورزشکار در طول تمرین بیش‌حد کشیده می‌شود.

she often overstretches her budget when shopping.

او اغلب هنگام خرید بودجه خود را بیش از حد دراز می‌کند.

the company overstretches its resources to meet demand.

شرکت برای پاسخگویی به تقاضا منابع خود را بیش از حد دراز می‌کند.

overstretching can lead to serious injuries.

بیش‌حد کشش می‌تواند منجر به آسیب‌های جدی شود.

he overstretches himself by taking on too many projects.

او با قبول پروژه‌های زیاد خود را بیش از حد دراز می‌کند.

overstretching the truth can damage your credibility.

بیش‌حد کش دادن حقیقت می‌تواند اعتبار شما را خدشه‌دار کند.

they overstretch their expectations for the event.

آنها انتظارات خود را برای رویداد بیش از حد دراز می‌کنند.

overstretching relationships can cause conflicts.

بیش‌حد کشش دادن روابط می‌تواند باعث ایجاد درگیری شود.

the teacher warned students not to overstretch their limits.

معلم به دانش‌آموزان هشدار داد که از فراتر رفتن از محدودیت‌های خود خودداری کنند.

overstretching can negatively affect performance.

بیش‌حد کشش می‌تواند به طور منفی بر عملکرد تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید