| جمع | owlclawss |
sharp owlclaws
کفهای گاوی تیز
the owlclaws
کفهای گاوی
owlclaws gripping
کفهای گاوی گیر کرده
hidden owlclaws
کفهای گاوی پنهان
deadly owlclaws
کفهای گاوی مرگبار
owlclaws extended
کفهای گاوی گسترش یافته
curved owlclaws
کفهای گاوی منحنی
owlclaws flashing
کفهای گاوی در حال نورانی شدن
prey in owlclaws
猎物在 owlclaws 中
owlclaws mark
نشان کفهای گاوی
the owl's sharp owlclaws gripped the branch firmly
کفهای گاوی تیز خفاش به محکم شاخه گرفته بود
the curved owlclaws are perfect for catching prey
کفهای گاوی خفاش منحنی برای دست گرفتن غذا کامل است
powerful owlclaws can crush small bones
کفهای گاوی قدرتمند میتوانند استخوانهای کوچک را فرو میزنند
the owlclaws were gripping the mouse tightly
کفهای گاوی به موش محکم گرفته بود
the owl was clutching a fish in its owlclaws
خفاش با کفهای گاوی خود یک ماهی را در دست داشت
the owl extended its owlclaws to attack
خفاش کفهای گاوی خود را برای حمله گسترش داد
the owlclaws retracted when not in use
کفهای گاوی وقتی که استفاده نمیشدند به پشت کشیده میشدند
the owl's owlclaws punctured the prey quickly
کفهای گاوی خفاش به سرعت م猎物 را نفوذ داد
the owlclaws were tearing at the flesh
کفهای گاوی به گوشت حمله میکردند
the owl dug into the ground with its owlclaws
خفاش با کفهای گاوی خود در زمین حفر کرد
the owl's owlclaws make distinctive marks on trees
کفهای گاوی خفاش علامتهای متمایزی روی درختها میگذارند
sharp owlclaws help owls hunt effectively
کفهای گاوی تیز به خفاشها کمک میکند تا به طور موثر شکار کنند
sharp owlclaws
کفهای گاوی تیز
the owlclaws
کفهای گاوی
owlclaws gripping
کفهای گاوی گیر کرده
hidden owlclaws
کفهای گاوی پنهان
deadly owlclaws
کفهای گاوی مرگبار
owlclaws extended
کفهای گاوی گسترش یافته
curved owlclaws
کفهای گاوی منحنی
owlclaws flashing
کفهای گاوی در حال نورانی شدن
prey in owlclaws
猎物在 owlclaws 中
owlclaws mark
نشان کفهای گاوی
the owl's sharp owlclaws gripped the branch firmly
کفهای گاوی تیز خفاش به محکم شاخه گرفته بود
the curved owlclaws are perfect for catching prey
کفهای گاوی خفاش منحنی برای دست گرفتن غذا کامل است
powerful owlclaws can crush small bones
کفهای گاوی قدرتمند میتوانند استخوانهای کوچک را فرو میزنند
the owlclaws were gripping the mouse tightly
کفهای گاوی به موش محکم گرفته بود
the owl was clutching a fish in its owlclaws
خفاش با کفهای گاوی خود یک ماهی را در دست داشت
the owl extended its owlclaws to attack
خفاش کفهای گاوی خود را برای حمله گسترش داد
the owlclaws retracted when not in use
کفهای گاوی وقتی که استفاده نمیشدند به پشت کشیده میشدند
the owl's owlclaws punctured the prey quickly
کفهای گاوی خفاش به سرعت م猎物 را نفوذ داد
the owlclaws were tearing at the flesh
کفهای گاوی به گوشت حمله میکردند
the owl dug into the ground with its owlclaws
خفاش با کفهای گاوی خود در زمین حفر کرد
the owl's owlclaws make distinctive marks on trees
کفهای گاوی خفاش علامتهای متمایزی روی درختها میگذارند
sharp owlclaws help owls hunt effectively
کفهای گاوی تیز به خفاشها کمک میکند تا به طور موثر شکار کنند
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید