oxcart

[ایالات متحده]/ˈɒkskɑːt/
[بریتانیا]/ˈɑːkskɑrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کالسکه که توسط گاوها کشیده می‌شود
Word Forms
جمعoxcarts

عبارات و ترکیب‌ها

oxcart driver

راننده ارابه

oxcart wheels

چرخ‌های ارابه

oxcart load

بار ارابه

oxcart path

مسیر ارابه

oxcart journey

سفر با ارابه

oxcart route

مسیر ارابه

oxcart market

بازار ارابه

oxcart travel

سفر با ارابه

oxcart trade

معامله با ارابه

جملات نمونه

the farmer loaded the oxcart with hay.

کشنده، کشاورز گاری را با علوفه پر کرد.

they used the oxcart to transport goods to the market.

آنها از گاری برای حمل کالا به بازار استفاده کردند.

the oxcart creaked as it moved along the dirt road.

گاری در حین حرکت در جاده خاکی صدا می داد.

children enjoyed riding in the oxcart during the festival.

بچه ها از سوار شدن در گاری در طول جشنواره لذت بردند.

he repaired the broken wheel of the oxcart.

او چرخ شکسته گاری را تعمیر کرد.

the oxcart was a common sight in the rural village.

گاری منظره رایجی در روستای دورافتاده بود.

she admired the craftsmanship of the wooden oxcart.

او هنر ساخت چوبی گاری را تحسین کرد.

during harvest, the oxcart was essential for collecting crops.

در زمان برداشت محصول، گاری برای جمع آوری محصولات ضروری بود.

the oxcart was pulled by a strong pair of oxen.

گاری توسط جفت گاوهای قوی کشیده می شد.

they decorated the oxcart for the traditional parade.

آنها گاری را برای رژه سنتی تزئین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید