oystermen

[ایالات متحده]/ˈɔɪstəmən/
[بریتانیا]/ˈɔɪstərmən/

ترجمه

n. شخصی که می‌خوره‌ها را جمع می‌کند؛ صورت جمع oysterman.

عبارات و ترکیب‌ها

the oystermen

کشتی‌گذاران ماهیگیر ماهی‌های پوست‌دار

oystermen gather

کشتی‌گذاران ماهیگیر ماهی‌های پوست‌دار جمع می‌شوند

hardworking oystermen

کشتی‌گذاران ماهیگیر ماهی‌های پوست‌دار کارآموز

oystermen fish

کشتی‌گذاران ماهیگیر ماهی‌های پوست‌دار ماهی می‌گیرند

old oystermen

کشتی‌گذاران ماهیگیر ماهی‌های پوست‌دار قدیمی

oystermen's boats

کشتی‌های کشتی‌گذاران ماهیگیر ماهی‌های پوست‌دار

oystermen work

کشتی‌گذاران ماهیگیر ماهی‌های پوست‌دار کار می‌کنند

oystermen harvest

کشتی‌گذاران ماهیگیر ماهی‌های پوست‌دار برداشت می‌کنند

skilled oystermen

کشتی‌گذاران ماهیگیر ماهی‌های پوست‌دار ماهر

oystermen sail

کشتی‌گذاران ماهیگیر ماهی‌های پوست‌دار دریانوردی می‌کنند

جملات نمونه

the local oystermen gathered at the dock to discuss the declining harvest.

صیادان ماهی گریف در محل جمع شدند تا در مورد کاهش برداشت بحث کنند.

generations of oystermen have worked these fertile waters for over a century.

نسل‌های مختلفی از صیادان ماهی گریف در این آب‌های خصیف به طوری که یک قرن گذشته است کار کرده‌اند.

experienced oystermen use long wooden tongs to harvest oysters from the seabed.

صیادان ماهی گریف با تجربه از چنگال‌های چوبی طولانی برای برداشت ماهی گریف از کف دریا استفاده می‌کنند.

oystermen sort their catch by size before selling them to local seafood markets.

صیادان ماهی گریف ماهی‌های گرفته شده را بر اساس اندازه‌شان طبقه‌بندی می‌کنند قبل از فروش آن‌ها به بازارهای ماهی در محل.

rough waves and sudden storms pose a constant danger to the oystermen.

موج‌های خشن و باران‌های ناگهانی خطر دائمی‌ای برای صیادان ماهی گریف به وجود می‌آورند.

state regulations require oystermen to return undersized shells to the water.

قوانین ایالت می‌طلبد که صیادان ماهی گریف پوسته‌های کوچک را به آب بازگردانند.

most oystermen begin their backbreaking work before the sun rises.

بیشتر صیادان ماهی گریف کار سخت خود را قبل از طلوع خورشید شروع می‌کنند.

pollution and water quality issues threaten the livelihood of many oystermen.

آلودگی و مسائل کیفیت آب به زندگی بسیاری از صیادان ماهی گریف تهدید می‌کند.

the cooperative helps oystermen market their fresh shellfish to restaurants.

همکاری به صیادان ماهی گریف کمک می‌کند تا ماهی‌های تازه‌شان را به رستوران‌ها بازاریابی کنند.

oystermen navigate their small skiffs through the shallow coastal bayous.

صیادان ماهی گریف از کشتی‌های کوچک خود در طول باتلاق‌های ساحلی کوچک عبور می‌کنند.

young oystermen learn the trade by apprenticing with veteran watermen.

صیادان جوان ماهی گریف با کارآموزی در کنار صیادان با تجربه مهارت را یاد می‌گیرند.

the oystermen are struggling to compete against cheaper imported shellfish.

صیادان ماهی گریف در مقابل ماهی‌های وارداتی ارزان‌تر در رقابت دچار مشکل می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید