paddleboard

[ایالات متحده]/ˈpædəlbɔːd/
[بریتانیا]/ˈpædəlbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی تخته موج‌سواری که با پارو حرکت می‌کند و همچنین برای نجات استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

stand up paddleboard

اسکیت سوب روی فو

paddleboard rental

اجاره تخته پارو

paddleboard lessons

جلسات آموزشی تخته پارو

paddleboard tour

تور تخته پارو

paddleboard gear

تجهیزات تخته پارو

paddleboard fitness

تناسب اندام تخته پارو

paddleboard race

مسابقه تخته پارو

paddleboard adventure

ماجراجویی تخته پارو

inflatable paddleboard

تخته پارو بادی

paddleboard accessories

لوازم جانبی تخته پارو

جملات نمونه

we decided to rent a paddleboard for the weekend.

ما تصمیم گرفتیم برای آخر هفته یک تخته پارویی اجاره کنیم.

she enjoys paddleboarding on calm lakes.

او از پارو سواری روی دریاچه‌های آرام لذت می‌برد.

paddleboarding is a great way to exercise.

پارو سواری یک راه عالی برای ورزش کردن است.

he fell off his paddleboard and laughed.

او از تخته پارویی خود افتاد و خندید.

they organized a paddleboarding trip for beginners.

آنها یک سفر پارو سواری برای مبتدیان ترتیب دادند.

we saw dolphins while paddleboarding in the ocean.

ما در حین پارو سواری در اقیانوس، دلفین‌ها را دیدیم.

paddleboarding can be a fun family activity.

پارو سواری می‌تواند یک فعالیت خانوادگی سرگرم‌کننده باشد.

make sure to wear a life jacket while paddleboarding.

مطمئن شوید در حین پارو سواری جلیقه نجات بپوشید.

she took a paddleboarding lesson to improve her skills.

او برای بهبود مهارت‌های خود در یک کلاس پارو سواری شرکت کرد.

paddleboarding at sunrise is a breathtaking experience.

پارو سواری در طلوع آفتاب یک تجربه نفس‌گیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید