paddocks

[ایالات متحده]/ˈpæd.əks/
[بریتانیا]/ˈpæd.əks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میدان محصور برای چرا یا آموزش اسب‌ها؛ منطقه‌ای برای بازرسی اسب‌ها یا وسایل نقلیه قبل از مسابقه

عبارات و ترکیب‌ها

green paddocks

چمنزارهای سبز

paddocks for grazing

چاله‌های چرا

paddocks nearby

چاله‌های نزدیک

paddocks and fields

چاله‌ها و مزارع

paddocks full

چاله‌های پر

paddocks in use

چاله‌های در حال استفاده

paddocks available

چاله‌های موجود

paddocks for horses

چاله‌های مخصوص اسب‌ها

paddocks with shelter

چاله‌های دارای سرپناه

paddocks at dawn

چاله‌ها در سپیده دم

جملات نمونه

the horses grazed peacefully in the paddocks.

اسب‌ها به آرامی در مراتع چرا می‌کردند.

farmers often rotate their livestock between paddocks.

کشاورزان اغلب دام‌های خود را بین مراتع جابجا می‌کنند.

the paddocks were lush and green after the rain.

بعد از باران، مراتع سرسبز و سبز بودند.

we built a fence around the paddocks to keep the animals safe.

ما برای محافظت از حیوانات، یک حصار در اطراف مراتع ساختیم.

the paddocks were filled with wildflowers in spring.

در بهار، مراتع پر از گل‌های وحشی بودند.

she spent the afternoon walking through the paddocks.

او بعد از ظهر را در حال قدم زدن در مراتع گذراند.

they constructed new paddocks for the growing herd.

آنها مراتع جدیدی برای گله در حال رشد ساختند.

during the summer, the paddocks become very dry.

در طول تابستان، مراتع بسیار خشک می‌شوند.

she enjoys riding her horse in the open paddocks.

او از سوار شدن به اسب خود در مراتع باز لذت می‌برد.

the paddocks are a great place for training young horses.

مراتع مکان مناسبی برای آموزش اسب‌های جوان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید